موسیقی انقلابی و سیاسی و یا ارزشی در ایران و جهان

- مصاحبه ی سانسور نشده من و عبدالرضا هلالی در موسیقی ما http://www.musicema.com/node/183033

_لینک رادیو جوان: like and play

http://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Hamed-Zamani-Imam-Reza

_و نیز:

http://film.tebyan.net/newindex.aspx?pid=150314&MusicID=123023

(جای خوشحالی داره برای حرکتمون که نماهنگ شناسنامه پریازدیدترین مطلب تیر ماه سایت تبیان شد…تبریک!)

با سلام…

برای هدفمندتر شدن مباحث و نظرات، از این به بعد هر هفته ( از دوشنبه تا دوشنبه) یک موضوع را برای بحث مطرح میکنم.

موضوع این هفته: موسیقی انقلابی و سیاسی و یا ارزشی در ایران و جهان/ حالا چه تاریخچه،چه داستانها و روایات کوتاه و خواندنی، چه معرفی هنرمندان این حوزه، از آن مهمتر تاثیر موسیقی بر انقلابها و حرکتها و جنبشهای آزادیطلبانه و نیز جملات بزرگان در این زمینه و یا تحلیلهای منطقی خودتان

۱- سعی کنید مختصر نویسی کنید

۲- نظراتی که درج میکنید کاربردی باشد و حتی الامکان جذاب

۳- با ذکر منبع باشد و موثق

۴- نظرات خارج از موضوع نه خوانده میشود و نه تایید ( دوستان دلخور نشوند)

۵- در صورت مطرح شدن سوال حتی الامکان دوستان! خودتان پاسخ بدهید و در موافع نیاز من هم نظرم را میگذارم، اما منتظر نظر من نباشید.

۶- عاجزانه درخواست میکنم اگر به سوالی پاسخ قانع کننده و محکم داده شد، پرسش کننده قانع شدن خود را اعلام کند و در این صورت خواهشا دیگر به آن سوال پاسخ ندهید!

۷- مطمئن باشید همه نظرات را مو به مو میخوانم.

خواهش: آمار وبلاگ ها را که میبینم، در روز بالای ۳هزار بازدید کننده ی متفاوت داریم! اما شاید فقط ۵۰ تای آنها نظرات خود را درج میکنند! از دوستان خواهش میکنم در قسمت پرسش و پاسخی که از این هفته  راه اندازی کردیم حضور موثر داشته باشند تا هم بر آگاهی و علم خود بیافزایند هم دیگران و نیز باعث قوت گرفتن حرکتی باشد که در پیش گرفته ایم.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

566 پاسخ به موسیقی انقلابی و سیاسی و یا ارزشی در ایران و جهان

  1. آرزو بهرامی می‌گوید:

    برای مقابله با موسیقی های مخرب باید از موسیقی ارزشی حمایت کنیم

    کرمانشاه – خبرگزاری مهر: مدیر کل ارشاد اسلامی استان کرمانشاه گفت: برای مقابله با موسیقی های مخرب، نیازمندیم در مقابل موسیقی بی ارزش موسیقی ارزشمند تولید کرده و از آن حمایت کنیم و یکی از اهداف این جشنواره این است که موسیقی ارزشمند در خدمت دفاع مقدس قرار بگیرد و آثار دفاع مقدس تولید بشود و در صدا وسیما و مجالس گوناگون پخش شود است و به دنبال آن هنرمند با دفاع مقدس اجین شود و در روح، روان و جانش جای گیرد که بزرگترین خدمتی است که موسیقی دفاع مقدس می تواند انجام دهد.

    حجت الاسلام محمد آفتابی در گفتگو با خبرنگار مهر،با بیان اینکه جشنوار ه موسیقی مقاوت اهداف فراوانی دارد گفت: این جشنواره در راستای بزرگداشت یاد و خاطره رشادت مردی های رزمندگان دوران دفاع مقدس و حفظ ارزش هایی است که هشت سال در استان کرمانشاه اتفاق افتاده است.

    وی افزود: پیش از این نیز کارهای زیادی در بزرگداشت یاد و خاطره آن سال ها صورت گرفته است اما با زبان هنر نبوده و برگزاری این جشنواره بیان این واقعیات با زبان هنر است چرا که نفوذ و ماندگاری بیشتری دارد و می تواند تا ثیر بیشتری داشته باشد.

    وی ادامه داد: در سراسر جهان موسیقی غیر ارزشی تاثیر خود را گذاشته است، موسیقی که ارزش گوش دادن ندارد و متاسفانه در کشورما نیز این مسئله دامنگیر خیلی ها شده است و جوان ها و نوجوانان بیشتر در معرض خطر مشکلات ناشی از گوش دادن به این نوع موسیقی می شوند.

    وی اضافه کرد: برای مقابله با موسیقی های مخرب، نیازمندیم در مقابل موسیقی بی ارزش موسیقی ارزشمند تولید کرده و از آن حمایت کنیم و یکی از اهداف این جشنواره این است که موسیقی ارزشمند در خدمت دفاع مقدس قرار بگیرد و آثار دفاع مقدس تولید بشود و در صدا وسیما و مجالس گوناگون پخش شود است و به دنبال آن هنرمند با دفاع مقدس اجین شود و در روح، روان و جانش جای گیرد که بزرگترین خدمتی است که موسیقی دفاع مقدس می تواند انجام دهد.

    حجت الاسلام آفتابی گفت: امروز فقط نمی توان با سخنرانی دفاع مقدس را ترویج داد و نیازمند این هستیم که تئاتر،هنرهای تجسمی و موسیقی به کمک بیایند و این مورد تا یید امام(ره) و مقام معظم رهبری بوده است.

    وی افزود: در استان کرمانشاه هنر مندان پیشکسوت و زبر دستی وجود دارد که در حوزه موسیقی کار کرده اند، وزمانی که در استان های دیگر و خارج از کشور حضور پیدا می کنند استقبال بی نظیری از آنها می شود و هدف ما این است که اولا یک سپر مقاومتی در مقابل موسیقی بی ارزش ایجاد کنیم.

  2. آرزو بهرامی می‌گوید:

    آیا بهتر نیست برنامه دستان دراین عرصه برنامه‌ای هم تدوین کند و به دیدار افرادی همچون «محمدعلی ابرآویز» خالق سرودهای ماندگار انقلابی؛ «سیدحمید شاهنگیان» سازنده سرودهای ملی «خمینی ای امام»، «برخیزید ای شهیدان راه خدا»؛ «اسفندیار قره‌باغی» خالق سرود مرگ بر تو ای آمریکا و «احمد علی راغب» آهنگساز سرودهای انقلابی برود؟

  3. حدیث کریمی می‌گوید:

    _________________________نوستالژی متبلور درسرودهای انقلابی ( سرودسرخ)______________________
    سرودها ومارشهای نظامی بخش مهمی ازفرهنگ و ایدؤولوژی هستند.این آهنگها بازگوکننده مرام ومنش و تعلق خاطر یک جریان فکری هستند طوریکه باگوش دادن به یک موزیک خاص بدون آنکه ازتفکرسازنده آن اطلاع داشته باشیم میتوانیم به آنچه در ذهنش میگذرد پی ببریم موزیک وصداهمیشه جزء جدانشدنی ویکی از اجزای اصلی میدان نبرد بوده اند.ازنقش هماهنگ کننده نیروها تا اثرهیجانی و القای حس رزمندگی و شجاعت .درقدیم ازطبل درمیادین استفاده میشد همچنین به جای سرود سلحشوران ،هرلشکررجزخوانی میکردند و روحیه سپاهیان خود را تقویت میکردند .اعراب رجزخوانی میکردند حتی در ایران قدیم رجزحوانی سپاهیان قبل ازجنگ امری متداول بود و
    که درشاهنامه فردوسی به اون پرداخته شده ..موزیک ومارش نظامی به معنای امروزی آن رامیتوان پدیده ای از قرن ۱۷ میلادی به بعد و آغازشده از اروپا دانست اولین ارتشهایی که در اروپا توجه ویژه به این امر نشان دادند ارتش فرانسه ،ارتش روسیه ،و ارتش پروس یا آلمان ، اما ارتش روسیه تزاری بیشتر خوش درخشید .روسیه با پشتوانه قوی ازلحاظ موسیقی که مهدموسیقیدانان بزرگ بوده و اپراهای بزرگ مکان مناسبی برای این امر بود .هم چنین آوای خاص زبان روسی حس نظامی خوبی به مارش میدهد.بعد از وقوع انقلاب اکتبر و روی آمدن کمونیسم در روسیه موزیک انقلابی به ابزار قدرتمندی در دست رهبران آن کشور برای روحیه دادن به مردم تبدیل شد . پشتوانه قوی روسیه درموسیقی وعزم ایده ؤ لوژی کم.نیسم در ترکیب با یکدیگر تأثیرگذارترین سرودهای نظامی تاریخ را خلق کرد تا جاییکه قدرت این موسیقی بعد از دودهه فروپاشی آن سیستم به خوبی قابل احساس است .مارشهای نظامی و انقلابی شوروی سابق توسط کشورهایی مثل چین کره شمالی دولتهای بلوک شرق و گروهها و احزاب متعدد نیز بازخوانی شدند. بطور کلی سرود خصلت جمع گرایانه دارد و درخواندن آن از گروه کر زیادی استفاده میشود .سرودهای انقلابی هم اغلب یک کار دسته جمعی است و ملودیهای خاص خودش را دارد ،ملودیهایی که به راحتی بر ذهم می نشیند و تجلی گاه اراده و نظم گروهی انسانها می باشد که به سرعت گسترش می یابد این سرودها سرشار از ایدؤلوژِی و تبیین کننده یک آرمانند ،محرکند،معترضند ،فریادگرند،آتشی برپا میکنند که جمع کثیری را به خویش فرامیخوانند تادرکنارآن گرم شوند ..سرودهای انقلابی که گروههای چپ و کمونیست ایران درمبارزات سیاسی خودشان داشتند همه از این دستند.
    SOROODSORX.WORDPRESS.COM

  4. آرزو بهرامی می‌گوید:

    هیچ‌کس کاربرد بسیار زیاد و فراگیر فیلم ده فرمان، (شرح حال حضرت موسی علیه‌السلام) فیلم باراباس (زندگی حضرت عیسی علیه‌السلام) و محمد رسول‌الله را انکار نمی‌کند و هیچ انسان سلیم‌النفسی نیست که از موسیقی متن فیلم و سریال امام علی(ع) لذت نبرده باشد. یعنی اینکه امروزه که موسیقی را به برکت جمهوری اسلامی از جلسه‌های فحشاء و فساد شاهان و درباریان و صاحبان زر و زور و تزویر بیرون کشیده‌ایم و به عنوان ابزاری قدرتمند به خدمت اسلام درآورده‌ایم و در رأس تمامی امور حضرت امام خمینی(س) بنیانگذار جمهوری اسلامی خود در آن‌جا نمایندگانی داشته و خود گاهی از مستمعین و تأییدکنندگان آنها بوده است، جا دارد که روزی نو را آغاز کنیم و روزی دیگری را بخوریم

  5. آرزو بهرامی می‌گوید:

    نویسنده: دکتر فرامرز رفیع پور

    در بسیاری از مناطقی که هنوز آداب و رسوم و هنجارهای سنتی کاملاً از بین نرفته، موسیقی‌هایی را می‌یابیم که دارای خصوصیات مثبت برای تقویت نظام اجتماعی هستند. مهم‎ترین موسیقی که تأثیر سازنده بر نظام اجتماعی دارد، موسیقی مذهبی ماست که بسیار پیشرفته و تکامل یافته است. اما از آن‎جا که فرهنگ سنتی ما در مقابل فرهنگ مدرن که با دست خودمان از غرب آورده‌ایم (و به نام «توسعه») و با ابزار خودمان گسترش می‌دهیم، در حال نابودی و بی‌ارزش شدن است، جوانان و افراد روشن‎فکر ما، کم‎تر مایل به پذیرش این نکته هستند که موسیقی مذهبی ما از نظر جامعه‎شناختی تکامل یافته و در سازندگی نظام اجتماعی مؤثر است. دلایل این ادعا از این قرارند:
    ما در نظام سنتی‌مان چیزی به نام «محله» داشته و داریم که دارای کارکردهای بسیار مهم اجتماعی بوده و هنوز هم (هرچند کم‎تر) می‌باشد. در هر محله‎ی سنتی، یک هیأت داریم که دارای تمام خصوصیات یک گروه اجتماعی کامل است. یعنی آن‎ها دارای نظام تقسیم کار و تفکیک نقش‌های دقیق و درونی‌شده هستند. مثلاً در ایام دهه‎ی محرم و بالاخص در روز عاشورا، همه دقیقاً می‌دانند که کی (چه شخصی) باید آشپزی کند، کی پول غذا را می‌دهد، کی غذا را توزیع می‌کند، کی چای تهیه می‌کند، کی روحانی را دعوت می‌کند، کی مجلس را تزئین می‌کند، کی دسته را راه می‌اندازد، کی میکروفون و وسایل برقی و کی چراغ زنبوری را سازماندهی می‌کند، کی نوحه می‌خواند و کی نظم دسته را به عهده می‌گیرد الی آخر؛ و اما وقتی که مراسم سوگواری شروع می‌شود، کسانی که در این مراسم سنتی (و نه در مراسم مدرن مساجد تقلید کرده از کلیسا شرکت کرده‌اند) می‌دانند که نه فقط سینه‌زنی و زنجیرزنی در کوچه و خیابان همراه با آوازها و آهنگ‌های ریتمیک است و همه شرکت‎کنندگان با ریتم آن، سینه و زنجیر می‌زنند و با آهنگ آن دسته‌جمعی می‌خوانند، بلکه بالاخص در هنگام جمع شدن در حسینیه‌های مهم تهران، مراسم موسیقی تقریباً به شکل زیر به اوج خود می‌رسد:
    ـ یک مداح خوش صدا و استاد متبحر در رشته‎ی خود، چند دقیقه‌ای (حدوداً ۳ تا ۵ دقیقه) شروع به خواندن انفرادی اشعار منتخب با نغمه‎ی خوش‎طنین می‌کند و هم‎زمان، جوانان و مردان در فضایی پر از احساس مذهبی ـ روحانی، فعالانه و به طور ریتمیک اما آرام سینه می‌زنند.
    ـ بعد از این برنامه، بلافاصله یک مداح خوش‎صدای دیگر در نقشی دیگر (اجتماعی ـ گروهی) فعال می‌شود و یک شعر دیگر با آهنگ و ریتمی دیگر که بسیار متناسب با برنامه‎ی قبلی است، یعنی حال و هوای مذهبی را از بین نمی‌برد و مردم را خسته نمی‌کند، بلکه روحی جدید (یعنی انرژی احساسی بیشتری) در این فضا می‌افکند، می‌خواند و هم‎زمان، جوانان و مردان سینه‌زن نیز او را به طور دسته‎جمعی در خواندن آن شعر (در واقع موسیقی) همراهی می‌کنند.
    اما نکته‎ی جالب در این قسمت، آن است که همراه با تغییر آهنگ و ریتم مداح جدید، ریتم و سرعت و نحوه‎ی سینه‌زنی نیز تغییر می‌کند. (از یک دست به دو دست و با شدت بیشتر و ضربه‌های محکم‎تر). در همین لحظات ناگهان آواز خواندن برای مدتی کوتاه قطع می‌شود و در این سکوت، فقط صدای ضربه‌ها بر روی سینه می‌آید و صدای آرام «حس» (یعنی دو حرف اول واژه‎ی «حسین») به گوش می‎رسد. سپس برنامه با همان مداح ادامه می‌یابد. هنوز او آخرین کلمات خود را کاملاً به پایان نرسانده است که مانند چرخ‎دنده‌های سینکرونیزه شده و هارمونیک (هماهنگ)، مداح دیگری با صدا و آهنگ دیگری (اما عموماً در این لحظه بدون ریتم) وارد برنامه می‌شود … فضا مجدداً تغییر می‌کند. حضار از حالی روحانی به حالی دیگر می‌روند، خستگی برای آن‎ها معنی ندارد. همه روح، همه عشق، همه خدا، همه روحیه‎ی جمعی، فداکاری و ایثار و … همان انسان‌هایی که چند روز پیش در مادیات با هم در مسابقه بودند و گاه بر ضد یک‎دیگر کار می‌کردند، حالا همه هم‎سو در یک مسیر نقش یافته‎اند.
    از همین تکنیک در سازمان‎دهی انقلاب و به طور باز هم تکامل یافته‌تر در جنگ استفاده شد و برای دانشمندان غربی قابل مطالعه. (مقایسه شود:renussing, 1981).
    شعرها و آهنگ‌های پرشور و هیجانی مداحان در جنگ نیز انرژی احساسی بسیار زیادی تولید و فضای جبهه‌ها را به فضای پیوند گروهی ـ اجتماعی و پیوند عاشقانه و دسته‎جمعی با خدا تبدیل نمود. آن‎ها خلاقان موسیقی بودند و توانایی آن‎ها در تولید این میزان انرژی احساسی تعجب‌برانگیز.
    وقتی در فهرست منابع مقالات Thoits, Gordon یا Scheff به تاریخ نوشته‌ها و مقالات غربی درباره‎ی احساس و عوامل مؤثر در پیدایش آن نگاه می‌کنم، می‌بینم که اکثراً از اوایل دهه‎ی ۱۹۸۰ یعنی آغاز جنگ شروع شده‌اند و به سرعت افزایش یافته‌اند. لذا این احتمال وجود دارد که دانشمندان غربی که تمام رویدادها را به تناسب تخصص خود به طور سازمان‌یافته مطالعه می‌کنند، این زمینه را نیز مورد توجه قرار داده‌اند. کما این که نقش مذهب و ایدئولوژی نیز در متون مربوط به انقلاب، بعد از انقلاب ایران به سرعت مورد مطالعه قرار گرفت.
    منبع: پایگاه خیمه

  6. آرزو بهرامی می‌گوید:

    نوای موسیقی ایرانی در دیوان امام خمینی (ره)

    نویسنده: ابوالفضل حبیبی
    در دیوان حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه) به قصیده‌ای برمی‌خوریم که در مدح ولی‌عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و در ایام جوانی (ایام تحصیل ایشان در قم) سروده شده است. امام خمینی در بیت ۱۵ و ۱۶ این قصیده، نام چند مقام موسیقی ایرانی را آورده است که در نوع خود نکتة جالب توجهی است:
    عشق بلبل کرده گل را در حریم باغ بیتاب
    آشکارا گوید از «شهناز» و «شور» و «مهربانی»
    قمریک «ماهور» خواند، هدهد «آواز عراقی»
    کبک صوت «دشتی» و تیهـو «بیـات اصفهانی» (ص ۲۶۴ دیوان)
    ابتدای قصیده در وصف نوروز و بهاران است و مقامهای اشاره شده عبارتند از:‌ شور و ماهور که در ردیف موسیقی ایرانی دستگاه هستند؛ دشتی که آواز است و از متعلقات دستگاه شور؛ بیات اصفهان نیز آواز است و منشعب از دستگاه همایون. …
    شهناز گوشه‌ای است از دستگاه شور؛ ‌مهربانی گوشه‌ای است از آواز بیات ترک (زند) که آوازی است منشعب از دستگاه شور و آواز عراقی یا همان گوشه عراق که از گوشه‌های دستگاه نوا، دستگاه ماهور و آواز افشاری نیز منشعب از دستگاه شور است.
    ردیف امروزه موسیقی ایرانی یادگاری است از آقاعلی‌‌اکبرخان فراهانی که توسط برادرزاده‌های هنرمندش میرزاعبدالله و میرزا حسین‌قلی تدوین شده است.
    هفت دستگاه: شور، همایون، سه‌گاه، چهارگاه، ماهور، راست پنجگاه و نوا. و پنج یا شش آواز ابوعطا، بیات ترک، دشتی، افشاری و کُردبیات که از دستگاه شور منشعب‌اند و بیات اصفهان که از دستگاه همایون انشعاب یافته است.
    در شعر کلاسیک فارسی، فراوان از مقامهای (دستگاههای) موسیقی ایرانی یاد شده است. برای نمونه به اشعار بزرگانی همچون مولانا، حافظ، سعدی، عطار و… بنگرید.
    حال اشاره حضرت امام (یک طلبه جوان) به دستگاهها و گوشه‌های موسیقی ایرانی آیا نشانة آشنائی یک طلبة علوم دینی است که گرایش به فلسفه و عرفان دارد یا از این فراتر بوده است.
    کم و بیش می‌دانیم علمایی که دارای مرتبة بالایی از علوم ظاهری هم بوده‌اند با موسیقی آشنایی کامل داشته‌اند. بطور مثال دانشمند بزرگی چون شیخ بهایی اینگونه بوده و در کشکول توضیحات نسبتاً کاملی دربارة موسیقی عرضه می‌دارد. بگذریم از این که شعرایی که با موسیقی آشنا بوده‌اند، شعرشان آهنگین‌تر و دلرباتر از دیگر شعراست. نکتة جالب توجه در این دو بیت، اشاره به دو گوشة شهناز و مهربانی است و این نشانه اشراف حضرت امام به اجزای موسیقی ردیفی ایرانی است.
    نوای موسیقی ایرانی با جان و دل و زمان و مکان ایرانیان درآمیخته است. گوش مردم این مرز و بوم آشنا به میزان ربع پرده و ضرباهنگ عرفانی این نوای افلاکی است. نکتة بسیار مهم در غزلیات پیر می زدة جماران، بسامد بالای واژة طرب و مطرب است. تصور کنید که آیا جهان بدون موسیقی امکان‌پذیر است؟
    در اینجا بیت آخر غزل پرتو خورشید را به عنوان حُسن ختام این مقاله به عنوان نشانة علاقة فقیهی عارف‌مشرب و هنرمند به موسیقی، این هنر جمالی افلاکی، نقل می‌کنم.
    دکّة زُهد ببندید در این فصل طرب
    که بگوش دل ما نغمة تار آمد باز
    یادش بخیر که گوش طربش به دست مطرب ازل بود و جانش در سماع عشق حضرت دوست. راهش پررهرو باد.

  7. آرزو بهرامی می‌گوید:

    فی الفقیه : « سأل رجلٌ علی بن الحسین (ع ) عن شراء جاریة لها صوتٌ فقال ما علیک لو اشتریتها فذکّرتک الجنة یعنی بقراءة القرءان و الزهد و الفضائل التی لیست بغناء فأما الغناء فمحظور».

    ترجمه : مردی پرسید از حضرت علی بن الحسین (ع ) از خریداری کنیزی که دارای صدایی است ، در جواب فرمود : گناهی بر تو نیست اگر خریداریش کنی ، پس او تو را به یاد بهشت انداخت ، یعنی با خواندن قرآن و زهد و فضائل به صدایی که غناء نباشد، و اما غناء آن نهی شده ( غناء باطل ).

  8. آرزو بهرامی می‌گوید:

    در عصر فارابی با توجه به نظر محدود به موسیقی، که نتیجه آن سیر نزولی کمی است، فارابی را می‏بینیم که نه تنها در زمانی چنین دشوار توانست سنت موسیقی علمی را زنده کند، بلکه موفق شد تا گام‏های فراتری در جهت پیشبرد شناخت موسیقی بردارد. موسیقی فارابی، آمیزه‏ای از معارف ایران باستان و به ویژه ایران عهد ساسانی در موسیقی از یکسو و دانستنی‏های موسیقی یونانی بود. در ذهن توانای فارابی این جریان‏ها درهم آمیختند و از ترکیب آنها معرفتی نوین در موسیقی پدید آمد که آن را «موسیقی فارابی» توان نامید.

    تألیفات فارابی در زمینه موسیقی عبارتند از: «موسیقی کبیر»، «کتاب در احصاء ایقاع» و «کتاب در نفره اضافه شده بر ایقاع» و «کلام در موسیقی».

    فارابی بعد از سالها تحقیق در ضمینه ی موسیقی می گوید:((۳۰ سال عمرم را پیرامون موسیقی صرف کردم فقط بعضی از موسیقی ها مفید فایده ی انسان است بقیه اش مفید نیست.))

  9. آرزو بهرامی می‌گوید:

    مهم ترین نقش موسیقی تحریک قوه خیال آدمی است . بدین سبب، هر شخصی به نوعی خاص از موسیقی که با روحیات و تخیلات و آرزوها و خواسته هایش همسو و هماهنگ باشد، گرایش پیدا می کند; و این همان رمز تفاوت موسیقی ها در ملت ها و اقوام گوناگون و حتی اصناف مختلف یک جامعه است انسان ها، در بهره گیری از موسیقی ، به سه دسته تقسیم می شوند:

    دسته اول: کسانی اند که با نگاه لذت جویی به موسیقی روی آورده، از رسیدگی به ابعاد برتر شخصیت خود غافل مانده اند و نیازهای فطری خود را تحت الشعاع نیازهای حسی قرار داده اند . تنها بهره این گروه از موسیقی، تحریک پذیری حسی و خیالپردازی دور و نزدیک است .

    دسته دوم: آنانند که نه چندان بلند همتند و نه بسیار فرومایه . اینان، در کنار لذت های حسی، به حفظ شخصیت فردی و اجتماعی خود اهمیت می دهند و تا جایی که به ابتذال و تخدیر نینجامد و از تحصیل و کار باز نمانند، از موسیقی بهره می برند; گرچه ممکن است در خلوت همچون گروه اول عمل کنند .

    دسته سوم: کسانی که نفوس عالی و عقل کامل و طبع بلند دارند . آنان اعضا و حواس و قوای طبیعی را وسیله ارتقای روح و تقویت عقل خود می سازند . اینان عشق خود را در خدا می جویند و رهنمودهای زندگی خود را از او می گیرند . آن ها بیش تر در پی تحصیل کمالات معنوی اند و جان گرانمایه خود را ارزشمندتر از آن می بینند که اسیر محسوسات و موهومات شوند . این گروه یکباره خود را از لذت های حسی و وهمی محروم نمی کنند; اما آن جا که بین حس و وهم و عقل تعارض پیش آید، جانب عقل را می گیرند; زیرا نمی خواهند شرافت ذاتی و بلند همتی خود را به پای لذت های زودگذر مادی (حسی و وهمی) فدا سازند .

    افلاطون حکیم می گوید: «آن کس که همه عمر را به ترنم نغمات و حظ از زیبایی صوت می گذراند، همان طور که آهن در اثر آتش نرم می شود، عنصر «غیرت » در نفس وی ملایم می گردد و طولی نخواهد کشید که «شجاعت » وی نیز تحلیل رود» . (۱)

    از امام خمینی (ره) در این باره آمده است: «ای عزیز، بکوش تا صاحب عزم و اراده شوی که خدای ناخواسته اگر بی عزم از این دنیا رحلت کنی، انسان صوری بی مغزی هستی در آن عالم که محل کشف باطن و ظهور سریره است; و جرئت بر معاصی کم کم انسان را بی عزم می کند و این جوهر شریف را از انسان می رباید .» استاد معظم ما می فرمودند: «بیش تر از هر چه گوش دادن به تغنیات [موسیقی ها] سلب اراده و عزم از انسان می کند . . . .» (۲)

    از بوعلی سینا آورده شده: «آهنگ خوش، آن مقدار که حکمت لازم می شمارد، جوهر نفس آدمی را تقویت می کند و قوای باطنی او را تمرکز می بخشد; نه آن آهنگی که امور شهوانی را در انسان تحریک می کند» .

    فارابی الحان خیال انگیز همراه با کلام و شعر پرمغز را الحان «اندیشه زا» می خواند; اما درباره موسیقی لهوی می نویسد: «اشعاری که دارای محتوای هزلی و لهوی هستند، اغلب برای سرگرمی و تفریح خوانده می شوند . که بالتبع الحان متناسب همان اشعار لهوی است و این سبک کردن و حقیر نمودن شان الحان است که تمام شرایع و ادیان الاهی آن را نهی کرده اند . چنان که در زمان ما [فارابی] کاربرد موسیقی نزد اهل خیر و مؤمنان ناپسند تلقی می شود;

    و این به دلیل بهره گیری نادرست از موسیقی است .»

  10. سخنور می‌گوید:

    موسیقی و شیطان پرستی
    استفاده از موسیقى، مهم‏ترین ابزار این فرقه، در جهت تبلیغ عقاید خود و نیز تحت تأثیر قرار دادن جامعه، به خصوص قشر جوان مى‏باشد. این گروه‏ها گاهى خود اذعان مى‏کنند که شیطان‏پرست هستند و برخى از آنان بدون این ادعا، به تضعیف بنیان‏هاى ارزشى و دینى و تبلیغ افعال شیطانى مى‏پردازند. با توجه به فراوانى موسیقى‏هاى مبلغ این گروه‏ها در ایران و رویکرد برخى جوانان بى‏اطلاع به این نوع موسیقى و حتى چاپ کتاب حاوى متن این موسیقى‏ها و سرمایه‏گذارى زیاد دشمن در این باره، بررسى و تحقیق پیرامون این موضوع و اطلاع‏رسانى و آگاهى افکار عمومى، امرى ضرورى به نظر مى‏رسد..
    *موسیقى متال‏
    موسیقى متال، داراى زیرمجموعه‏هاى زیادى است که برخى از آنان جزء مهم‏ترین گروه‏هاى شیطان‏پرست محسوب مى‏شوند؛ مانند هوى متال، بلک متال و… .
    Black Metal
    از زمانى پدید آمد که نئووایکینگ‏هاى نروژ، در جست‏وجوى راه و وسیله‏اى براى نابود کردن مسیحیت در نروژ و بعد در تمام دنیا بودند و در این راه، انسان‏هاى بسیارى را کشتند و کلیساهاى زیادى را آتش زدند و بلک متال را بى‏نهایت نواختند تا شاید خداى تاریکى‏ها باز گردد. موسیقى‏اى که بیانگر دنیاى تاریک، سرد و بى‏روح است و سبکى مملو از خشونت، مرگ و کشتار، به این گروه اختصاص دارد.
    منبع:rasekhoon.net

  11. نصیحت می‌گوید:

    نظرتون نسبت به این احادیث چیه؟؟؟؟؟لطفا از پاسخ دادن طفره نریدو جواب بدید

    حضرت محمد (ص) : پنج طایفه هستند که خدا با آنها نگاه نمی کند ( توجه نمی کند ) ، یکی از آنها اهل موسیقی است. ( تفسیر عیاشی)
    حضرت صادق (ع) : مزد مرد و زن خواننده حرام است. من لایحضر الفقیه جلد ۳ صفحه۱۰۵
    حضرت صاحب الزمان (ع):در نامه ای به محمد ابن عثمان فرمودند : و اما آن چیزی را که به عنوان صله برای ما ارسال کردی نمیپذیرم .زیرا ما خاندان رسول خدا (ص)فقط چیزی را قبول می کنیم که پاک و پاکیزه باشد .واین مالی که ارسال نمودی دستمزد و پول شخصی خواننده می باشد ، و همانا پول این شخص حرام است. وسائل الشیعه جلد ۱۲صفحه ۸۶ ، کمال الدین و تمام نعمة
    مولا علی (ع):روزی امیرالمومنین (ع)شنیدند که مردی طنبور می نوازد .آن حضرت او را از این کار بازداشته و نهی فرمودند .پس طنبور او را گرفته و شکستند .سپس چند درهم به آن مرد دادند و فرمودند :برخیز و با این پولی که به تو دادم به حمام برو و غسل توبه کن .زیرا پولی که از این راه بدست آوردی حرام و در نتیجه غسل هایی هم که می کردی باطل بود.سپس فرمود آیا می دانی طنبور در هنگامی که نواخته می شود چه می گوید ؟آن مرد گفت شما به آن داناتر هستید .امام علی (ع)فرمودند :طنبور در آن حال می گوید :ای صاحب من به زودی پشیمان می شوی .ای نوازنده من بزودی در آتش دوزخ خواهی رفت .و این گونه به نفرین او ادامه می دهد تا نواختنش پایان یابد. مستدرک الوسائل کتاب تجارت باب ۷۹ ، المخازن جلد ۱ صفحه ۳۱۱

    • نصیحت می‌گوید:

      این احادیث رو گذاشتم فقط نظر شمارو بدونم نه اینکه کار شمارو زیر سوال ببرم سوء تفاهم نشه!!!!
      التماس دعا

  12. سخنور می‌گوید:

    موسیقی در شیطان پرستان:
    لابد موسیقی های مختلفی را که به نوعی با این فرقه در ارتباط هستند شنیده اید . بله موسیقی یکی از مهمترین ابزار شیطان پرستی است . موسیقی راک با زیر شاخه های خود مانند متالیکا , هوی متال و … امروزه جزو لاینفک این گونه فرقه هاست. البته مسلما عده کمی از ارتباط موسیقی راک و شیطان پرستی مطلع هستند و دلیل عمده آن هم عدم تسلط به زبان انگلیسی است.اما هیجان کاذب این سبک خاص عده ای از جوانان را به سمت خود جذب نموده است.
    محققین بهره گیری از هنر موسیقی را راهی برای ترویج شیطان پرستی از سوی این فرقه می دانند و می گویند خوانندگانی که جزو رهبران منحرف این فرقه ها به شمار می آیند با ابداع سبک های تازه ای در موسیقی که از هیچ قالب زیبایی شناسی و یا سبک های پاپ , کلاسیک و … پیروی نمی کنند , به ترویج این فرقه می پردازد.
    آنها با اشاره به کنسرت های موسیقی این فرقه که با رفتار های بسیار مستهجن اداره می شود تاکید دارند که هنگامی که حاضران با اشعار کفر آمیزی که خوانده می شود به شور و شوق می رسند رفتارهایی چون توهین به مقدسات , و رفتارهای ضد انسانی و غیر اخلاقی در برابر دیدگان حاضران به تشویق رهبران آنها به اجرا در می آید.
    نحله مورد بررسی با استفاده از موسیقی توانسته است به نفوذ خود در اقصی نقاط جهان تحقق بخشد که عمده این اقدامات در فضای تاسیس و فعالیت گروه متالیکا تاکنون دنبال شده است.در سال ۱۹۸۱ یک نوازنده درام به نام لارس الریچ با انتشار یک آگهی فراخوان تشکیل یک گروه هوی متال را اعلام کرد و پس از مدتی موفق به جذب افراد مختلفی می شود.
    فعالیت این گروه ها مانند سایر گروه های هوی متال به صورت غیر قانونی و زیر زمینی در ظاهر و در باطن با حمایت سازمان های جاسوسی ایالات متحده امریکا با شعارهای اجتماعی و اعتراضی ادامه و گسترش می یابد.
    این گروه چند سال بعد پیشنهاد های Black Metal را نیز ادامه داد و ضمن ارائه آثار مختلف زمینه را برای شکل گیری گروه های بعدی فراهم آورد

    • مهتا20 می‌گوید:

      یه مطلب جالب دیگه اینه که یکی از سبکهاشون اینه که (حتی توایران به زبان فارسی)بعضی ترانه هارو میخونن که خیلی میون مردم مشهور میشه وبه دل مردم میشینه ولی در باطن یه چیز دیگس!
      وقتی اون آهنگه روبرعکسشو میخونی میبینی داره به مذهب ودین وهمه چیزت توهین میکنه!!۱

    • رویا می‌گوید:

      کاملا درسته البته همه ی گروه ها هم وحشی بازی شون (!) در اون حد نیست و خیلی تمیز فعالیت می کنن ! شما برین تکستای لینکین پارک و بخونین … آهنگاشو گوش بدین ! آدم عشق می کنه ! انسانی … با مسما … ! اما علامت گروهشون خیلی BOLD داد میزنه چیکارن …
      مریلین منسون در واقع کله گنده ی خواننده های شیطان پرسته : http://www.nasr19.ir/1390/06/%D9%85%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86/

      و یه کلیپ تاسف بار از ابراز علاقه ی یه ایرانی به مرلین منسون : http://www.aparat.com/v/Lj1Dd

  13. متین می‌گوید:

    مسعود کرتیس ( mesut kurtis)
    مسعود در جولای ۱۹۸۱ در اسکوپیه،پایتخت مقدونیه، در یک خانواده‌ی عالم،فاضل و مذهبی در ناحیه‌ی ترک‌نشین به دنیا آمد.او در سنین جوانی برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت.
    او در سنین جوانی علاقه‌ی وافری به موسیقی اسلامی از خود نشان داد.صدای زیبا،قوی و پرشور او خیلی زود مورد توجه قرار گرفت که باعث شد او عضو یکی از گروه‌های تواشیح در مقدونیه شود.در ضمن او به کشورهای متعددی از جمله ترکیه و کشورهای همسایه سفر کرده‌است.
    مسعود یک فرد با استعداد و مسلط به پنج زبان می‌باشد و این به صورت فوق‌العاده‌ای در اولین آلبومش به نمایش گذاشته شد.مسعود فارق‌التحصیل از موسسه‌ی علوم‌ انسان ‌شناسی«Wales »انگلیس،در رشته‌ی مطالعات شریعت می‌باشد. آلبوم ها ی صلوات و الحبیب از جمله آثار مسعود کرتیس می باشد.
    آلبوم صلوات از زبان مسعود
    صلوات کوشش عاجزانه‌ی من برای مدح خدا بخاطر نعمات بی‌شمارش و همچنین مدح پیامبر(ص) بخاطر هدیه‌ی زیبا و بی‌قیمتش «اسلام»،است.من با این کار می خواستم این نعمات را به خودم و برادرانم و خواهرانم یادآوری کنم،البته با یک روش شیرین و خوش‌آهنگ و شاد.
    آلبوم:صلوات
    No One But Allah
    Salawat
    Burdah
    Never Forget
    Ya Ilahal Kawni
    ‘Alayka
    Tala ‘al Badru ‘Alayna
    Oh Allah (Featuring Sami Yusuf

  14. atiyeh.m.m می‌گوید:

    سلام
    امیدوارم منو ببخشید که بعضی نظراتم ممکنه باعث دلسردی بشه
    من خودمو میگم بقیه دوستانو نمیدونم ولی این شیوه ای الآن داریم شاید به نسبت وقتی که گذاشته میشه مفید واقع نشه چون مطالبی که بیان میشه پراکنده ست و نظم خاصی نداره و فکر نمیکنم تهش منجر به این بشه که ما با سلاح قوی بتونیم وارد مباحثه بشیم بعضی مطالب به اطلاعات عمومیمون اضافه میکنه یا نظر فلان فرد رو درباره این موضوع میفهمیم ولی نظر من اینه که مارو به هدف نمیرسونه. در ثانی من شخصا وقت نمیکنم برم سایتای مختلف سرچ کنم و تهش چیزی عایدم بشه یا نشه بالاخره منی که دانشجو هستم باید اولویتم درسم باشه یعنی ما هممون باید هرجا هستیم بهترین باشیم اینجوریه که جریانمون قوی میشه باید تک تک اعضا یه وزنه قوی باشن اینه که درسامم زیاده وقتم هم کم و البته دوست دارم تا آخر راه با شما بمونم. من یه پیشنهاد دارم و امیدوارم به پیشنهاد این عضو کوچک حداقل فکر کنید. نظر من اینه که شما که خودتون اهل فن هستین در این زمینه و به منابع مفید(تاکید میکنم مفید) و علمی و درست حسابی آگاهی دارین یه جورایی سیر مطالعاتی راه بندازین. یه کتاب ترجیحا کم حجم یا فلان فصل مهمش مثلا یا یه مقاله خوب و یا هر مطلب مفیدی رو معرفی کنید ما میریم میخونیمش بعد برای محک زدن گروه میتونیم یه آزمون کوچولو از محتوای مطلب داشته باشیم یا حتی وقتی سطحمون بالا رفت نقد کنیم این دیگه هنر شماست که از مطالب ساده و همه فهم و کم حجم شروع کنید و مدیریتش کنید! و خلاصه پله پله بریم جلو تا به تسلط نسبی در اون زمینه برسیم اینجوریه که ما توی بحثایی که پیش میاد میتونیم با دست پر وارد بشیم چون به نظر من طرفداری کردن از یه شخص عقیده یا هرچیزی اگه آبکی و بدون علم باشه بیشتر ضربه زنندست تا پیش برنده. این کار سختتره اما حداقلش اینه که سرانجام مشخصی داره و مطمئنیم وقتمو هدر نمیره
    در پناه حق
    (اگه دوست نداشتید کامنتو منتشر نکنید ولی خوشحال میشم نظر خودتونو بدونم)

    • حامد زمانی می‌گوید:

      ممنونم که دلسوزی میکنید..ولی من برنامه دارم… صبر کنید

      • رویا می‌گوید:

        ولی آقای زمانی من دارم حرصصص میخورم اطلاعات به این با ارزشی اینطوری پراکنده س ! یا برنامه رو رو کنید یا من برم تو کار یه دست کردن اطلاعات !!!

        • حامد زمانی می‌گوید:

          برید تو کار یه دست کردن اطلاعات… هیچ تضادی با برنامه ی من نداره.. خیلی ام خوشحال میشم

        • محبعلییزدی می‌گوید:

          سلام. خیلی خوشالم که کسی مثل شما داره اینجا با این پرشوری کار میکنه. آبجی به نظر من -اگر آقا حامد صلاح میدونن- در حاشیه یه همچین کارهایی رو انجام بدین مثل دسته بندی اطلاعات تا انشالله سایت شکل بهتری که گرفت بشه بلافاصله از این منابع استفاده کرد. البته با هماهنگی و نظر آقای زمانی.
          التماس دعا

        • ف اصفهانی می‌گوید:

          اگر امکانش هس ایمیل رویا را بهم بدین تا با هم کار کنیم.
          منم روی جمع بندی نظرات دارم کار میکنم.
          ممنون

    • ماهی می‌گوید:

      آفرین به نظر منم عطیه کاملا درست میگه و مخصوصا اون تیکه اش که هر کدوممون باید تو کار خودمون بهترین باشیم

  15. استوار می‌گوید:

    یه پیشنهاد ترسناک بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آقای زمانی هر هفته که بحث میشه آخرش یه امتحان ازمون بگیر!!!!!
    فکر کنم بچه ها خیلی عصبانی شدن…چون یاد بچه زرنگ های لوسی میوفتم که هی میگن استاد کوییز بگیر…
    ولی به نظرم لازمه… بچه ها همه میشینن میخوننش……..من که خودم همیشه تو این موارد باید دست زور رو سرم باشه.
    من خوب یادمیگیرم… خوب میفهمم.سر کلاس فعالم.ولی امتحانامو لب مرز پاس میکنم…
    آقای زمانی فکر خوبیه ها…..قبول؟؟؟؟
    سوالای حفظی و اسم و تاریخ و کشور و اینا بیارید من صفر میشم…مفهومی و یادگیری بیارید…

  16. متین می‌گوید:

    حمزه رابرتسون (Hamza Robertson)
    حمزه رابرتسون آهنگساز و خوانندهٔ انگلیسی است. از مشخصه‌های کار هنری او تأکید بر دعوت اسلامی از طریق موسیقی است. او در اولدهام لنکشایر انگلستان به‌دنیا آمد. در دوران مدرسه او موسیقی و هنرهای نمایشی فعالیت می‌کرد. او عضو یک باشگاه تئاتر محلی شد، و در آن آهنگ‌های خود را می‌نوشت و اجرا می‌کرد.
    حمزه به مدت سه سال به تحصیل رشتهٔ «هنرهای نمایشی و موسیقی ملی» پرداخت. او در گروه‌های موسیقی بسیاری در خارج از دانشگاه نیز با نواختن انواع آلات موسیقی و نوشتن آهنگ و تصنیف شرکت می‌کرد.
    در طول دوران تحصیل آکادمیک، حمزه به نواختن کیبورد و خوانندگی در گروه‌های مختلف پرداخت و بعد از مدتی، تبدیل به بهترین خواننده، گیتاریست و نوازنده کیبورد گروهی که با دوستانش تشکیل داده بود شد. همچنین او اجرای تکنوازی‌ها را نیز بر عهده داشت.
    در‌ طی ‌همکاری با شرکت Awakening،حمزه قصد داشت در دنیای جدید،طی یک حرکت جدید در فراخواندن مردم به سوی خدا یا همان دعوت اسلامی، با ساختن شعرهایی با پیام مثبت، شرکت کند.
    به نظر او بسیاری از مردم بسیار کم در مورد اسلام و ارزش‌های والا و زیبای آن می‌دانند،ارزش‌هایی که باعث اتحاد و انسجام میان مردم می‌شود همانطور که با اختلاف و تفرقه ضدیت دارد.
    حمزه معتقد است که موسیقی یک منبع بسیار قدرتمند است که می‌تواند برای تاثیر گذاشتن روی انسان‌ها ،چه به سوی ارزشهای خوب یا چه به سوی ارزش‌های بد،به خدمت گرفته شود.او احساس می‌کند که موسیقی‌های منفی بسیاری در جهان وجود دارد که پیام غلط را به مردم منتقل می‌کنند و باعث میل و رغبت به سوی انجام دادن کارهایی می‌شود که برخلاف ذات و طبیعت پاک انسان‌هاست.
    از جمله آثار او می توان به آلبوم Something About Life ( چیزهایی برای زندگی ) اشاره کرد که دارای ترک های زیر می باشد:
    Our Creation
    He is One
    Morning Prayer
    Show Me
    Oh Allah
    This Man
    The Mountain
    Every Day
    Your Beauty

  17. زهرا۲۲ساله می‌گوید:

    انواع موسیقی شیطانی
    http://www.rasekhoon.net/article/show/653952/

  18. متین می‌گوید:

    ماهر زین (Maher Zain)
    ماهر زین در سال ۱۹۸۲ در لبنان به دنیا آمد. وقتی که ماهر فقط ۸ سال سن داشت خانواده‌اش به سوئد، جایی که وی تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد مهاجرت کردند. ماهر نخستین کیبورد خود را در حالی که فقط ۱۰ سال بیشتر نداشت گرفت. وی بعدها وارد دانشگاه شد و مدرک لیسانس خود را در رشته مهندسی هوافضا اخذ کرد. در طول سال های نوجوانی، او دوست داشت شب ها تا دیروقت در مدرسه با دوستانش بخواند، رپ اجرا کند، آهنگ سازی کند و هرچیزی را در موسیقی مورد آزمایش قرار دهد.
    بعد از آنکه مدتی در صحنه موسیقی به عنوان یک تولیدکننده آثار موسیقی فعالیت کرد، ماهر به نادر خیاط (معروف به رد وان (به انگلیسی: RedOne)‏) که یکی از تولیدکنندگان آثار موسیقی در صحنه موسیقی سوئد است، معرفی شد. ماهر با رد وان شروع به کار کرد و بعدها به نیویورک نقل مکان کرد.
    در ژانویه ۲۰۰۹، ماهر زین کار خود را طبق قراردادی با Awakening Records برروی آلبومی آغاز کرد. نخستین الهام بخش ماهر در امر موسیقی پدرش بود، کسی که خود خواننده ای محلی در شهر مدیترانه ای طرابلس لبنان بود.
    ماهر کنسرت رایگانی را در بحرین و همینطور کنسرت بهاره‌ای را در دانشگاه آمریکایی قاهره در مصر اجرا کرد. وی کنسترت هایی نیز در کانادا توسط بنیاد Islamic Relief برگزار کرده است.ماهر زین، پس از عرضه آلبوم Forgive Me، به برگزاری کنسرت هایی در امارات متحده عربی، کویت و لبنان و سپس در چند کشور اروپایی از جمله آلمان،هلند، بلژیک، بریتانیا اقدام کرده است.
    آلبوم Thank You Allah در ۱ نوامبر ۲۰۰۹ منتشر شد. آلبوم بعدی او Forgive Me نام دارد که در تاریخ ۲ آوریل ۲۰۱۲ عرضه شد.
    بهترین آهنگ مذهبی ۲۰۰۹ از نجوم اف ام (بزرگترین ایستگاه رادیوی موسیقی مصر) برای آهنگ Ya Nabi Salam Alayka.
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%B1_%D8%B2%DB%8C%D9%86

  19. متین می‌گوید:

    نیتیو دین Native Deen – هیپ هاپ با مضامین اخلاقی و اسلامی
    Native deen که به عنوان یک گروه hip hop اسلامی پیشرو پدیدار شده، در واشنگتن دی سی شکل گرفته است.موسیقی آنها که با عنوان ذکر خدا از آن یادمی‌شود،در بین مسلمانان و غیرمسلمانان،در تمام دنیا طنین انداختهNative Deen . پیام متعالی اسلام را بوسیله‌ی اجراهای خود در سراسر آمریکای شمالی،اروپا،آسیا و آفریقا گسترانیده است.آن‌ها در کنار افراد و گروه‌هایی چون:یوسف اسلام،سامی یوسف،زین بیخا،ریحان،داوود وارنزبی و ۷۸۶در بسیاری از سالن‌های معتبر کنسرت دنیا اجرا داشته‌اند.

  20. متین می‌گوید:

    گروه موسیقى اسلامی دبو
    ما در این راه نه ره پو، که غبار راهیم.
    در سال ۱۹۹۹ میلادى از آمریکا به کشور مسلمان اندونزى مهاجرت کردند، تا زندگى در یک کشور اسلامى « دبو » گروه موسیقى در بهار سال ۲۰۰۱ بعد از حدود دو سال زندگى در سالاوسى جنوبى در اندونزى، به جاکارتا « دبو » را تجربه کنند. اعضاى گروه رفتند. آنها تمرین و اجراى موسیقى را با آلات مختلف موسیقى از قبیل درام، طبل، عود و سنتور و خوانندگى به سبکهاى گوناگون تجربه کرده و توسعه دادند.
    سرآغاز پیشرفت این گروه در حین تدریس در یکى از دانشگاه هاى اندونزى در ماکاسار رقم خورد. آنها به عنوان بازآفرینى و ایجاد انگیزه بیشتر با دانشجویان همنوا مى شدند و شور و هیجان بیشترى به درسهاى روزمره دانشجویان مى بخشیدند. پاسخ و ادراک دانشجویان، اساتید و جمعیت اطرافشان مقاومت ناپذیر و زیاد بود.
    از آن پس گروه به طور جدى شروع به مطالعه و نوشتن ترانه، آموزش و تمرین با آلات مختلف موسیقى کردند. مصطفى (سرپرست گروه) در سن ۲۰ سالگى تبدیل به یکى از آهنگسازان، هماهنگ کننده و تک خوان اصلى گروه شد. در همین ایام بود که گروه ۲۴ نفره « دبو » متولد شد. .
    « غبار » به معنى « دبو » به زبان اندونزیایى و مالایى است. انسان را از واقعیت و ریشه حقیر خود که از غبار و خاک شکل گرفته گریزى نیست.
    با دعوت « دبو » در آوریل سال ۲۰۰۱ گروه ساکنین ناحیه جاکارتاى بزرگ شروع به اجراى کارهاى خود نمود. دو سال بعد، در آوریل سال ۲۰۰۳ بعد از اجراهاى بى شمار آهنگهاى متنوع و اجراهاى بسیار تلویزیونى (از جمله حضور در دو جشنواره اهداى جوایز تلویزیونى که به آهنگهاى گروه دبو اختصاص یافت) نخستین آلبوم گروه در اندونزى منتشر شد. این آلبوم که شامل ده قطعه آهنگ به زبانهاى اندونزیایى و عربى بود تحت عنوان مابوک چینتا (مخمور عشق) منتشر شد. آلبوم دوم این گروه، ماکین مابوک (مستى بیشتر) در سپتامبر سال ۲۰۰۴ منتشر شد و بسرعت موفقیت آلبوم اولشان را بدست آورد.
    گروه «دبو » بطور مرتب در اندونزى اجرا دارد. این گروه آهنگهایش را به زبانهاى بسیارى اجرا مى کند تا به مخاطب جهانى دست پیدا کند و پیام جهانى اسلام را به همه برساند.
    همچون دمیدن هواى تازه در عرصه موسیقى جهانیست. پیام ماندگار آنها درباره عشق و صلح حرف تازه اى نیست، اما « دبو » حکم رایحه روح افزاى اسلام را دارد. آنها با برگزارى کنسرت هاى بسیار به همراه اجراهاى « دبو » براى بیشمار تلویزیونى در سرتاسر اندونزى و کشورهاى دیگر از جمله مالزى و ترکیه روز به روز شناخته شده تر شده اند. سبک کارهاى گروه مدرن با کمى وام گیرى از آهنگهاى سبک جاز و لاتین است.
    در یکى از آهنگهایشان صداى سنتور ایرانى به همراه چنگ ایرلندى و ضربه هایى به سبک ترکى روى تار و گیتار بیس الکترونیک را مى شنوید، در حالیکه در یکى از آهنگهایشان صداى ریتم سنگین طبلهاى عربى (درام به سبک عربى) به همراه عود سنتى عرب به گوش مى رسد. حتى مى توانید صداى موزون و خوشنواى فلوت جاوه اى با نواى غمگین و ملودیهایى که از عشق و آرزوهاى بسیار حکایت دارند را بشنوید. این دنیاى واقعى موسیقى در واقعى ترین و اصیل ترین حسش است.اشعار آنها، هم از نظر استعارى و هم از نظر تغزلى، کلماتى عرفانى است، که از دلى از خود بیخود شده با عشق و آرزوى معشوق سرچشمه گرفته است. ترانه هایى عاشقانه با اصیلترین احساسات متعلق به دلى غرق شده در دریاى عشق الهى. علاوه بر زبان هاى یاد شده، آنها ترانه هایشان را به زبان هاى بسیارى از جمله انگلیسى، فارسى، ترکى، اسپانیولى و چینى مى خوانند.

    *هدف تنها یک آشنایی کلی با این خواننده ها و گروه هاست. لطفا اگه نیاز هست برای آشنایی بیشتر لینک بزارم بگید چون منابع اصلی به زبان انگلیسی یا عربی هست و منابع فارسی و ترجمه شده زیاد و کامل نیست.

  21. سارا می‌گوید:

    سلام بر دوستان …
    همانطور که میبینید سایتی که آقای زمانی گفتن فیلتره اگه میخواین رای بدین به این آدرس برین سایت متعلق به خود رادیو جوانه!
    http://music.radiojavan.ir/

  22. زهرا۲۲ساله می‌گوید:

    *********موسیقی شیطانی**********
    کامنت۱)درسال گذشته (یعنی۱۳۸۲)حدودهشت میلیون دلارامریکا واریزشده است که بین گروه های شیطان پرست درسالهای مختلف ایران توزیع گردید.
    فراماسون هااحیاکننده جادوگری وشیطان پرستی درقاره اروپا درقرن۱۶م میباشد.
    دردهه۱۹۶۰م شیطان پرستی توسط سرمایه داران یهودموردحمایت قرارگرفت وچندگروه شیطان پرست درانگلستان وایالات متحده امریکا به وجود امد که معروف ترین انهاتشکیل” کلیسای شیطان”درشهرستان فرانسیسکومیباشد
    امروزه دیگرصلیب های وارونه،ستاره پنج پر،۶۶۶،صورتهای نقاشی شده،ماسک های حیوانات درنده شاخدار،برهنه پوشی….تنهانشانه ها وسمبل های شیطان پرستی نیست.
    عمده ترین نشانه های شیطان پرستی رادرتجاوزوقتل به ویژه تجاوزدرکودکان ونوجوانان به همراه قتل انان بایددیدشیطان پرست هاموظفند همیشه خشم ونفرتخودرانسبت به مسیح وسایرمقدسات اعلام کنند.
    استفاده ازموسیقی مهم ترین ابزاراین فرقه درجهت تبلیغ عقائدخودونیزتاثیرقراردادن جامعه به خصوص قشرجوان میباشد. گاه خوداین گروه هاخوداذعان میکنند که شیطان پرست هستند وگاه برخی ازانان این ادعارانکرده ولی درراستای تضعیف بنیان های ارزشی ودینی وتبلیغ افعال شیطانی میپردازند………………..

    • زهرا۲۲ساله می‌گوید:

      کامنت۲)خبرگزاری فارس درمورخ۱۳۸۳/۱۰/۲۰پرده ازاین فعایتها برداشت:
      امین یکی ازدانشجویان رشته پزشکی دانشگاه وازافرادموثردرگروه های شیطان پرست هوی متال ایران است،مدتی پیش به صورت اتفاقی وخواست یکی ازدوستان خودکه قصد بازدید ازجبهه های جنوب کشوردرکاروانهای راهیان نورداشت به همراه جمعی ازدانشجویان عازم این مناطق شد که تاثیرات روحی این سفر زمینه سازروی گردانی وی ازفعالیت درگروه های فعال شیطان پرست وبیان حقایقی قابل توجه درباره انها شده است.
      وی افزودبه گفته ی این فردعناصری ازرژیم صهیونیستی درکشورامارات حضوردارند شبکه اصلی هدایت گروه های هوی متال رادرایران رادردست دارند.به گفته این منبع اگاه براساس اسنادارائه شده ازسوی امین درحسابهای ارزی این گروه درشبکه بانکی که ازطریق شبکه اینترنت هدایت میشود.درسال گذشته(۱۳۸۲)حدود۸میلیون دلارامریکاواریزشده است……………………

      • زهرا۲۲ساله می‌گوید:

        کامنت۳)*****موسیقی رپ*****
        تاریخچه:
        رپ فرهنگی که خصوصا به جوانان سیاه واقشارتحتانی درجوامع غرب تعلق دارد ازامریکاسرچشمه گرفته وشورشگران سراسرجهان راتحت تاثیرقرارداده است.
        موسیقی رپ ازتکامل اشکال گیری ازموسیقی سیاهان درمحله های فقیرنشین برانکس نیویورک وتاحدودی هارلم شکل گرفته است.این محلات نقطه تمرکزگروه هایی ازسیاهان است که سالها پیش تحت شرایط فلاکت باراقتصادی مجبوربه مهاجرت از ایالات جنوبی به شهرهای بزرگ نظیر نیویورک شدند.
        اواخردهه۱۹۶۰وقتی که امریکا زیرضربه مبارزات انقلابی درکشورهای تحت سلطه اش خصوصاویتنام قرارداشت وانقلاب چین نیزبرشورشگران وانقلابیون درایالات متحده تاثیرنهاده بود درشهرهای بزرگ امریکا تضادهای طبقاتی میان سیاه یابورژوازی امپریالیستی وپایه های اجتماعیش حدت وشدت فوق العاده ای یافته بود.
        بین محلات فقیرنشین سیاه باسایرنقاط شهرنیویورک چیزی شبیه به خط مرزی وجودداشت.خط مرزی شاهددرگیری میان دسته های بزرگ ومتشکل جوانان سیاه بود گروه های رپ ازدل همین تشکیلات شورشی سیاه شکل گرفت…….

        • زهرا۲۲ساله می‌گوید:

          کامنت۴)برخی اززیرمجموعه های گروه های رپ:
          RSE OF BASE
          که درسبک موسیقی پاپ ازسال۱۹۸۸درامریکا واروپا برنامه اجرامیکنند.که اعضای این گروه ۴خواننده سیاه پوست که عمومامحوراشعارشان پیرامون عشق وروابط ازادغیراخلاقی میباشد
          NEW KIDS OF THE BLAK
          ازسال۱۹۸۷برنامه اجرامیکنند. اهنگ های انان بسیارتند وبامضامینی درباره ی عشق وزندگی اجرامیشوند.خوانندگانی به نام های کدئین وجیمی به همراه دوسیاه پوست دیگرکه همگی هم جنس باز هستند عضواین گروه میباشند.
          موسیقی متال دارای زیرمجموعه های زیادی است که برخی ازانان جزمهم ترین گروه های شیطان پرستی محسوب میشوند مانندهوی متال وبلک متال.
          برای ادامه ی این ۴کامنت لینک زیرروبزنید هر۴کامنت رواز همین لینک اسنخراج کردم
          (قسمت های نقطه چین روبرای اختصار حذف کردم)
          http://mastoor.ir/index.php?option=com_content&task=view&Itemid=2&id=220
          ببخشین طولانی شد امیدوارم مفید واقع بشه.

  23. علی دانش پژوه می‌گوید:

    سلام.باکمال تعجب امشب ساعت هشت یه کار دیگه پخش شد که غیرقابل انتظار بود.
    کار شما از نظر شعر و ملودی برای من و خانواده یادآور روزهاییه که دخترم در هفته اول تولدش بیمارستان بستری بود و ما به حضرت رضا متوسل شدیم
    نکته بعدی اینه که مطالب دوستان کپی پیسته و بسیار طولانی و اغلب تکراری.قرار شد دوستان نظراتشون رو بگن.

  24. reyhane 17 می‌گوید:

    موسیقی شیطانی
    موسیقی ان هم از نوع خاص ،یکی از ابزاری است که گروه های شیطان پرستی نوین برای تبلیغ،گسترش و القای ضدارزش ها خود،ازآن استفاده میکنند عمده ی این اقدامات ،تاکنون درفضای تاسیس فعالیت گروه متالیکا دنبال شده.روند و روالی که موسیقی متالیکا در گسترش مقوله ی شیطان پرستی تاکنون طی کرده،بسیار قابل توجه است.در اهنگ های شیطان پرستی اعمال شیطانی برای مخاطبین طرحریزی شده است این پیام های شیطانی هم در حین خوانده شدن از طریق فضا و حرکات ومتن شعر القا میشودو هم به صورت پنهانی در پشت اهنگ کار گذاشته میشودواز ان طریق منتقل میگردد.مظور از پشت اهنگ این است که همان اهنگ وقتی از انتها به ابتدا وبا دور کند پخش شود مطلبی یا عبارتی دیگر با مضمونی سخیف وشیطاتی بدست می اید .به عنوان مثال در پخش طبیعی ،یک اهنگ این طور شنیده میشود بوی عطر تو چه دلپذیر است ولی دقیقا پشت همین قسمت ،در حال برعکس چنین میشود شیطان خدای ماست.

  25. فاطمه السادات می‌گوید:

    موضوع مطرح شده بنظرم خیلی جالبه …. هرچند یذره کلیِ…
    من پیشنهاد میکنم کوتاهتر نظر بدید! یعنی کمتر بنویسید …حالا آقای زمانی واس خاطر لطفشون به طرفدارا میشینن میخونن اما من خودم که عموم این وبو مطالعه میکنم حوصلم نمیکشونه بعضی نظراتو تا آخرش بخونم بســـکه طولانیه و گاها” یکنواخت …. تو بعضی مطالب میشه خودتون مطالعه کنید و گزیدش یا استنباط یا… بنویسید که کوتاهتر شه … ممنون دوستای گلم @};-

  26. ریحانه می‌گوید:

    دوستان
    مطالب که میذارید محتوای جامع و خوبی داره
    ولی خیلی طولانیه
    خواهشا نکات کلیدی مطلب رو بنویسید تا بتونیم همشو بخونیم

  27. zn018 می‌گوید:

    +اینم از داداش ویکتور خارا :

    نخستین صفحه مستقل آهنگ ویکتور خارا در سال ۱۹۶۶ منتشر شد و ویکتور در سال های بعد دیگر تئاتر را رها کرد و کار خود را منحصرا به موسیقی اختصاص داد. موسیقی مردم به ناگزیر با دردهای مردم سرو کار داشت و ویکتور در آهنگ هایش مثل دیگر همکاران خود در,Nueva Cancion, یا جنبش موسیقی نوین به بی عدالتی های اجتماعی و فساد سیاسی حاکم حمله می کرد.او مثل بسیاری دیگر از هنرمندان برجسته این جنبش از سوسیالیسم دفاع می کرد.

    ویکتور خارا بعد از آلنده مشهورترین نامی است که با سالگرد ۱۱ سپتامبر در سراسر آمریکای لاتین زنده می شود. سیاست مردمی و هنر مردمی دوش به دوش هم طی سه دهه در کارزار دمکراسی علیه دیکتاتوری در آمریکای لاتین شرکت کردند و قربانی دادند.

    ویکتور خارا از جان باختگان ,استادیوم شیلی, است که مثل جان باختگان ۶۷ و خاوران در کشور ما، سمبول جنایت گستاخانه و لجام گسیخته دیکتاتوری در آن کشور است. خارا تا آخرین لحظه در استادیوم برای سایر زندانیان خواند و یک تاثیر دایمی بر فرهنگ موسیقی در آمریکای لاتین باقی گذاشت.او یکی از بنیان گذاران جنبش ,Nueva Cancion,در آمریکای لاتین است.

    ویکتور خارا در لوخوئن شیلی در یک خانواده کارگری متولد شد. پدر فقیربود ومزد کمی میگرفت و به الکل پناه می برد. مادر مثل بسیاری از زنان فقیر آمریکای لاتین که مشکل مشابهی با زندگی اجتماعی و شوهران خود دارند کارهای موقتی می گرفت و از شوهر کتک می خورد. و سرانجام مادر، آماندا، مثل میلیون ها زن هم سرنوشت او در آمریکای لاتین و مرکزی بود: پدر خانواده را ترک کرد و آماندا ماند و سرپرستی کودکان خردسالش و کار طاقت فرسا برای تامین زندگی آن ها.

    و این مادر زحمتکش و قوی و با روحیه بود، نه پدر خسته و له شده و فراری که تاثیر قطعی را بر زندگی ویکتور بر جای گذاشت.

    مادر گیتار میزد و آوازهای فولکلوریک می خواند و به ویکتور هم هنرش و میراث فرهنگی مردم کوچه و بازار را می آموخت . مثل بسیاری از مادران ,جهان سومی, در آن دوران تنها امید آماندا برای آینده ی فرزندان و نجات از فقر فزاینده، تحصیل بود و ویکتور را نیز به تحصیل تشویق می کرد. ویکتور بعد از پایان دوره ابتدایی در رشته حسابداری در دبیرستان به تحصیل خود ادامه داد.

    مرگ مادر که پیوند عاطفی شدیدی با فرزندان خود داشت، ویکتور ۱۵ ساله را به جستجوی پناهگاهی عاطفی انداخت. نخست کلیسا که به سرعت از آن ناامید شد و بعد چند سالی در ارتش، که آن را هم ترک کرد.

    بیکاری در میان جوانان بی پناه و بی حمایت اجتماعی او را در مغاک خود فرو برد، اما ویکتور از مادر روحیه ی خود را به ارث برده بود نه پدر. نه فرار به وسایل تخریب خود؛ که تلاش، امید و موزیک دستگیره ی او برای گذار از این دوره ی دشوار بود. او به شهر زادگاه خود برگشت و با دوستانش یک گروه موسیقی فولکلوریک درست کرد و در کنار آن در مدرسه تئاتر دانشگاه نام نویسی کرد. در دانشگاه شیلی در سانتیاگو هم بازیگری را آموخت و هم کارگردانی را.

    آشنایی او با ویولتا پارا نفوذ مثبت زنانه در زندگی اش را تکمیل کرد. ویولتا صاحب یک کافه کوچک در سانتیاگو و خود خواننده و هنرمند و هنردوست بود و به ویکتور در تلاش های هنری اش کمک می کرد. ویکتور در کافه با او همکاری می کرد، در تئاتر بازی می کرد و آهنگ می ساخت. سال های ۶۰ بود و جوانان آن نسل در رویای ساختن آینده بهتر .

    آن ها برای نسل های بعدی چیز های خوبی به ارمغان گذاشتند: آزادی های مدنی بیشتر، برابری حقوقی گسترده ترو تامین اجتماعی بیشتر. ویکتور یکی از این جوانان بود. او به تدریج به سیاست جذب شده بود.

    نخستین صفحه مستقل آهنگ ویکتور خارا در سال ۱۹۶۶ منتشر شد و ویکتور در سال های بعد دیگر تئاتر را رها کرد و کار خود را منحصرا به موسیقی اختصاص داد. موسیقی مردم به ناگزیر با دردهای مردم سرو کار داشت و ویکتور در آهنگ هایش مثل دیگر همکاران خود در,Nueva Cancion, یا جنبش موسیقی نوین به بی عدالتی های اجتماعی و فساد سیاسی حاکم حمله می کرد.او مثل بسیاری دیگر از هنرمندان برجسته این جنبش از سوسیالیسم دفاع می کرد.

    با این زمینه، حمایت شدید او از سالوادور آلنده و برگزاری کنسرت های متعدد در پشتیبانی از کارزار انتخاباتی او امری بدیهی بود. خارا در دفاع از برنامه های حزب سوسیالیست آلنده ,حزب متحد مردم, فراهم کردن امکانات آموزشی، بهداشت و مسکن برای مردم فقیر کنسرت های متعدد برگزار کرد . بسیاری از کنسرت های خارا در شهرهای کوچک برگزار می شد ولی کنسرتی که او در استادیوم شیلی در دفاع از کازار انتخابات ی آلنده برگزار کرد، شهرت جهانی یافت. او در این کنسرت بسیاری ازخوانندگان سرشناس آمریکای لاتین شرکت کردند.

    آلنده در انتخابات پیروز شد.اما او متاسفانه به توافقات با دستگاه های بوروکراتیک وابسته به طبقات ممتاز اعتماد کرد و بر این تصور بود که نخبگان قدرت مند به چنین قرار هایی احترام می گذارند. به همین جهت گرفتار همان سرنوشتی شد که مصدق در ایران، یعنی با یک کودتای آمریکایی به دست یک ژنرال داخلی سرنگون شد و در اا سپتامبر در محاصره کودتاچیان جان باخت.

    روز کودتا ویکتور خارادر محل کارش در مدرسه دولتی تکنیک بود که نظامیان او را محاصره کرده و به زندان بردند. هم بندی های خارا از ۵روزی که او در زندان بود، داستان هایی دارند از آزار او توسط نگهبانان و گرسنگی و تشنگی و روحیه ویکتور که نیاز هم بندی هایش را بر خود اولویت می داد.

    سرانجام کودتا چیان ویکتور خارا و سایر زندانیان را به همان استادیوم بردند که او کنسرت معروفش در حمایت از آلنده را در آن برگزار کرده بود. در آن جا عوامل دیکتاتوری، دستی را که برای مردم و انتخاب آلنده، نت های آزادی و عدالت راروی گیتارش به صدا در می آورد شکستند تادیگر نتواند بنوازد و پیروزمندانه او را به ریشخند گرفتند:

    حالا بنواز و بخوان.

    ریشخند متقابل ویکتور در تاریخ آزادی خواهی آمریکای لاتین افسانه شد: او در حالیکه چهره اش از درد به هم رفته بود، خواند: بخش هایی از سرود حزب سوسیالیست آلنده را.

    عوامل دیکتاتوری دیوانه شدند و وحشیانه به این ریشخند پاسخ دادند. او را به شدت زیر ضربات خشونت بار خود گرفتند و سرانجام به حیات کوتاهش با گلوله ای خاتمه دادند و پیکر او را به یک گور دسته جمعی انتقال دادند.

    همسرش، جون خارا، جان خود و نوارهای ویکتور را برداشت و از شیلی مخفیانه گریخت.

    آهنگ ها هنوز هم در آمریکای لاتین زمزمه می شود. و قاتل ویکتور خارا، پینوشه یکی از مناسب ترین مجازات های تاریخ را به خود اختصاص داد: در سفر و حضر، روی تخت بیمارستان یا در خانه اش، ودر لبه ی گور در مقابل دادخواهان با ترس و شرم به بازجویی پاسخ می دهد! موسیقی بر دیکتاتوری پیروز شده است.
    و خطاب به دیکتاتورهای حاکم بر ایران:

    ۱۱ سپتامبر شیلی، سالوادور آلنده و ویکتور خارا اسم جمع است در یاد و به نام هزاران قربانی کودتای شیلی و هزاران هزار قربانی کشتارهای دهه هشتاد در سراسر آمریکای لاتین که تحت نظارت عالیه جان نکروپونته سفیر جنایتکار قبلی آمریکا در عراق صورت گرفت و به یاد سایر قربانیان سیاست های تجاوزکارانه آمریکا در سراسر جهان.جنایت ها و تجاوزاتی که بساط نیم قرن سرکردگی آمریکا را فراهم آورد، و اکنون می رود که در سراشیب سقوط امپراتوری به لگد تاریخ بر زورگویی سلطه طلبان تبدیل شود.

    اما به یاد داشته باشید: آلنده و ویکتور خارا؛ ۱۱ سپتامبر شیلی و سرنوشت کنونی پینوشه و شکست نهایی کودتایی که قدرت عظیم و با دوامی چون ایالات متحده پشت آن ایستاده بود، در عین حال یاد آور این واقعیت است که خانه زور بر باد بنا شده و پیروزی دیکتاتورها چند صباحی بیش نیست، اما شکست نهایی آن ها قطعی و بدنامی شان ابدی خواهد بود.

    ویکتور خارا در ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۲ متولد و در ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۳ به قتل رسید.

    برگرفته از : روشنگری
    +اینم لینکش:http://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/music/c5c1207383034_victor_jara_p1.php/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C
    +پنج هزار نفر این جاییم/ در این بخش کوچک شهر/ چه دشوار است سرودی سرکردن/ آن‌گاه که وحشت را آواز می‌خوانیم/ وحشت آن‌که من زنده‌ام/ وحشت آن‌که می‌میرم من/ خود را در انبوه این همه دیدن/ و در میان این لحظه‌های بی‌شمار ابدیت/ که در آن سکوت و فریاد هست/ لحظه پایان آوازم رقم می‌خورد.
    از ویکتور داداش http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%A7

  28. zn018 می‌گوید:

    بازار موسیقی در دست ترانه های سطحی و عاشقانه است. تا چند سال پیش وقتی سوار تاکسی می شدیم چنین ترانه هایی می شنیدیم ولی امروز دیگر در خانه و ماشین هر کس با هر سطح تحصیلات و زندگی، حداقل یک کاست بازاری پیدا می شود.

    این ترانه ها با ملودیهای بسیار ساده، بدون ذره ای خلاقیت و اغلب شبیه یکدیگر که همه شبیه آهنگهای لس آنجلسی هستند، ساخته می شوند. جالب این است که حتی گاه ترانه ای که یکی از خوانندگان خارجی خوانده، توسط یک خواننده ایرانی، با همان موسیقی و شعر بازخوانی می شود.

    ظاهراً مسئولان موسیقی کشور در ارزیابیهای خود، خواننده را به جای شعر و آهنگ مد نظر قرار می دهند.

    نتیجه این شده که اگر تا دیروز عده خاصی از ترانه های سطحی استقبال می کردند، امروز دیگر حداقل همه این سبک موسیقی را می شناسند و در طول روز بیشتر از انواع اصیل موسیقی، با آن سر و کار دارند. از سوی دیگر صدا و سیما نیز مدتی است به دلیل رشد روزافزون انتشار کاستهای عامه پسند و خوانندگان آنها، در برنامه های مختلف پخش این ترانه ها را می گنجاند.

    هر چند در برخی از شبکه های رادیویی و تلویزیونی سعی می شود، انواع ترانه ها و آهنگها در کنار ترانه های رایج پخش شوند؛ ولی همان طور که بازار فروش توسط ترانه های سطحی پر شده، صدا و سیما هم از این قاعده پیروی کرده.

    شاید توجیه مسئولان موسیقی صدا و سیما این باشد که این رسانه با مخاطبانی روبه رو است که به دنبال ترانه های عامه پسند بوده و از آنها استقبال می کنند. بنابراین باید به خواست و سلیقه آنها توجه کرد. در این صورت این رسانه تأثیرگذار تنها کارکرد تفریحی خود را محقق ساخته و از سایر کارکردهای یک رسانه ملی که کارکرد آموزشی، اطلاع رسانی، فرهنگی و … است، غافل شده است. صرف نظر از پخش ترانه های بازاری از صدا و سیما، موضوع زمانی اسفناک می شود که همین ترانه های بی مایه و کپی برداری شده از نمونه های دست چندم خارجی، به عنوان نمادی از فرهنگ و هنر ایران در شبکه های ماهواره ای پخش می شوند. شبکه هایی که برنامه های آنها در رقابت با سایر شبکه ها از سوی ایران تهیه می شوند.

    شبکه های «ایران موزیک» و «مهاجر» مسئولیت پخش تولیدات مثلاً فرهنگی ایران را به عهده دارند. «ایران موزیک» صرفاً ترانه های ایرانیان مقیم کشور را همراه با ویدئوکلیپهای بی ربط پخش می کند و «مهاجر» نیز همین کار را در کنار برنامه های مختلف انجام می دهد. هر چند که همین ترانه ها، به رغم حمایت رسانه های ملی همراه کلیپهایشان پخش نمی شوند.

    چون اغلب آنها فاقد معیارهای پخش تلویزیونی بوده و به دلیل رعایت برخی مسائل اخلاقی مورد استفاده قرار نمی گیرند. شاید رسالت صدا و سیما این است که با عدم پخش چنین کلیپهایی از تأثیر پخش ترانه های آنها بکاهند.

    گویی شنیدن ترانه های سطحی به اندازه دیدن تصاویر مربوط به آنها اشکال ندارد. غافل از اینکه این ترانه ها بدون کلیپ هم تأثیر منفی خود را بر سلیقه مخاطب گذاشته اند. بد نیست اشعار یکی از این ترانه ها را با هم بخوانیم. این ترانه علاوه بر شبکه های ایرانی «مهاجر» و «ایران موزیک» از شبکه های ایرانی ـ خارجی دیگر هم پخش می شود:

    تو رو خدا سر قرار این دفعه باز دیر نکنی

    بازم نفس نفس نیای دوباره تأخیر نکنی

    بازم منو قال نذاری که دیگه کوتاه نمی آم

    هرچی که عذرخواهی کنی دیگه با تو راه نمیام

    فکر نکنی یه شاخه گل این دفعه نرمم می کنه

    از عصبانیت من ببخشیدات کم می کنه

    و …(این قسمت به خاطر مطالب استغفرالله‌ی حذف گردید)

    یکی دیگر از این ترانه ها که باز هم مضمونی مثلاً عاشقانه دارد، می گوید:

    زیر رگبار نگاهت تن من خیس ترانه است

    واسه فهمیدن چشمات گریه بهترین بهانه است

    گریه کن دلت سبک شه و … .

    نتیجه بی توجهی به ساخت و انتشار این آهنگها، سرودن هفده بیت به عنوان سرود تیم ملی فوتبال ایران بود که اعتراض شاعران و ترانه سرایان را به دنبال داشت.

    چون شانزده بیت از هفده بیت آن از نظر وزن، قافیه، مفهوم و … پر از اشکال بود. جالب اینجاست که این سرود هم قرار بود به شکل رسمی نشان دهنده فرهنگ ایران در عرصه های جهانی باشد. هر چند سایر سرودها و ترانه ها که توسط خوانندگان و گروههای دیگر اجرا شد نیز از این قاعده مستثنی نبود.

    یعنی در اغلب آنها شعر و موسیقی و تصویر ناهماهنگ با یکدیگر و بی ربط به موسیقی ایرانی بودند و هیچ کدام از شبکه های داخلی پخش نشدند! البته از یک جامعه آزاد و دموکراتیک نیز چنین انتظار می رود که همه بتوانند در آن کاری انجام دهند که می خواهند و هر کس موسیقی دلخواه خود را تولید کند. رسیدن به این نتیجه در نوع خود خوب است، به شرط آنکه رسانه ملی حمایت بی دریغ خود را به پای هر تولید فرهنگی نریخته و توانایی تشخیص خوب و بد را به مخاطبان بدهد. از طرفی اگر نمی تواند راهی برای شناخت موسیقی خوب ایرانی و غربی به مخاطبان خود ارائه دهد، حداقل راههای موجود را بن بست نکند.
    نگار پدرام (واحد مرکزی خبر رم این واحد مرکزیشو الکی نوشتما)
    +اینم لینکشhttp://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/music/c5c1207489974_music_p1.php/%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9

  29. najmeh می‌گوید:

    بحث ما در این شماره به بررسی وضع موسیقی بین المللی معاصر در ایران اختصاص دارد.
    لازمست در ابتدا نگاه زود گذر و کوتاهی به تاریخچۀ تحول موسیقی بین المللی در ایران بیاندازیم و سپس به وضع فعلی آن بپردازیم. البته از تاریخ دقیق ورود اولین سازهای موسیقی بین المللی به ایران اطلاع درستی در دست نیست همچنین بطور خیلی دقیق نمیدانیم اولین صفحات خارجی در چه سالی به ایران آورده شده و یا چه شخصی و در کدام نقطه ایران برای اولین بار آهنگ خارجی اجرا کرده است.

    شاید روزی توسط محققین با علاقه پاسخی برای این سؤالات پیدا شود- بهر حال آنچه که ما میدانیم اینستکه در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، موسیقیدانی به اسم لومر Lemaire به ایران آمد تا به موسیقی نظام آنزمان سروسامانی بدهد. سپس مدرسه موزیک تأسیس شده و ریاست آن به سرتیپ غلامرضا مبین باشیان محول شد و از آن تاریخ آموزش موسیقی در ایران شکلی رسمی پیدا کرد که تا زمان ما نیز ادامه دارد.
    ادامه اش:http://anthropology.ir/node/18267

  30. najmeh می‌گوید:

    اشنایدر ابتدا به پیروی از استادانش، هورن‌باستل و زاکس، شیوه مکتب برلین را دنبال می کرد. او مانند کورت زاکس پیدایش موسیقی در جهان را به صورت یک واحد می بیند. با این حال، بعدها از این مکتب جدا شد. نشانه‌شناسی موسیقی یکی از موضوعات مورد علایق او نشانه‌شناسی موسیقی در اقوام ابتدایی و تمدن‌های باستان است.

    ماریوس اشنایدر[۱] (۱۹۰۳-۱۹۸۲)، اتنوموزیکولوگ آلمانی تبار است. او که دومین فرزند خانواده اشنایدر بود، نوازندگی پیانو، آهنگ‌سازی و فقه اللغه را در استراسبورگ آموخت. سال ۱۹۲۴ به پاریس رفت و در امتحان کنسرتوار پاریس شرکت کرد. اشنایدر تحصیلاتش را در سوربن و برلین ادامه داد.پس از فارغ‌التحصیلی، اشنایدر به عنوان دستیار در کنار هورن‌باستل و زاکس با آرشیو فنوگراف برلین همکاری کرد و سال ۱۹۳۳ به مدیریت این مرکز منسوب شد. از دیگر فعالیت‌های اشنایدر می‌توان به تاسیس بخش اتنوموزیکولوژی در موسسه موسیقی‌شناسی بارسلونا اشاره کرد. اشنایدر که مانند بسیاری دیگر از اندیشمندان آلمانی به واسطه نازی‌ها کشورش را ترک کرده بود، اواسط دهه پنجاه به آلمان بازگشت و از سال ۱۹۵۵ تدریسش را در دانشگاه کلن آغاز کرد. فعالیت‌های اشنایدر در کلن که تا ۱۹۶۸ ادامه داشت به شکل‌گیری جریانی انجامید که برخی آن را مکتب موسیقی‌شناسی تطبیقی کلن می‌خوانند. اشنادر پس از ترک کلن به دانشگاه آمستردام رفت و تا سال ۱۹۷۰ در آن‌جا به تدریس پرداخت.

    اشنایدر ابتدا به پیروی از استادانش، هورن‌باستل و زاکس، شیوه مکتب برلین را دنبال می کرد. او مانند کورت زاکس پیدایش موسیقی در جهان را به صورت یک واحد می بیند. با این حال، بعدها از این مکتب جدا شد. نشانه‌شناسی موسیقی یکی از موضوعات مورد علایق او نشانه‌شناسی موسیقی در اقوام ابتدایی و تمدن‌های باستان است. از شناخته شده‌ترین کارهای اشنایدر می‌توان به «تاریخ پلی فونی» اشاره کرد که سال ۱۹۳۴ در برلین منتشر شد. همچنین، او نویسنده بخش موسیقی اقوام کم سواد در کتاب «تاریخ نوین موسیقی آکسفورد» (۱۹۵۷) است.

    اشنایدر در مقاله‌ای که ۱۹۳۸ می‌نویسد فرهنگ بدوی را به سه گروه شکارگر، کشاورز و شبانی تقسیم‌بندی می‌کند. او برمبنای همین تقسیم‌بندی سه‌گانه سه نوع موسیقی را نیز برای فرهنگ‌های بدوی گروه‌بندی می‌کند. ۱- موسیقی قبایل شکارگر: اشنایدر می‌گوید موسیقی این گروه مانند اعلام است و تابع ریتم آزاد و ایراسیونل یا ساختار زبان است. در این موسیقی زیر و بمی زیاد مشخص نیست و متر، مهمترین عامل تایین کننده فرم در موسیقی این گروه است. ۲- موسیقی قبائل کشاورز: سبک موسیقی لیدوار از نوعی نظم تنال تبعیت می‌کند و فرم های موسیقی در آن بطور مستقل ظاهر می شوند. ۳- موسیقی قبائل شبانی: این نوع حدواسی میان موسیقی قبائل شکارگر و قبائل کشاورز است. (مسعودیه، ۱۳۸۳: ۲۰)

    باید گفت اشنایدر در اتنوموزیکولوژی ایران نیز تاثیرگذار بوده است. چرا که، محمدتقی مسعودیه، استاد فقید اتنوموزیکولوژی دانشگاه تهران که او را پدر اتنوموزیکولوژی ایران نیز می‌دانند، شاگرد اشنایدر است. او دکترای خود را در موزیکولوژی و اتنوموزیکولوژی از دانشگاه کلن دریافت کرد. هومان اسعدی از شاگردان مسعودیه در یادداشتی که بهمن ۱۳۷۷ به مناسبت فوت استادش در همشهری منتشر کرد می نویسد: «دکتر مسعودیه‌ همواره از ماریوس شنیدر به عنوان بزرگترین آموزگار خود در زمینه موسیقی‌شناسی تطبیقی و اتنوموزیکولوژی یاد می‌کرد.» به این ترتیب آموزه‌های مکتب موسیقی‌شناسی تطبیقی کلن و اشنایدر وارد فضای آموزشی و تفکری ایران ‌شد

  31. najmeh می‌گوید:

    نوروز در موسیقی کلاسیک ایران
    http://anthropology.ir/node/18737

  32. najmeh می‌گوید:

    جهانی بی صدا را تصور کنیم: آرامش و سکوت مطلق، بازگشت به وقار و عظمت بی پایان نشانه های کالبدی، زیبایی سرشار رنگ ها، چیزها و طبیعتی که آکنده از سکوت پر بار از قالب های تهی است. جهانی را تصور کنیم که زبان از آن رخت بر بسته است و انسان ها به ناچار به تامل در شکل ها و تصاویر ، به اندیشیدنی بدون واژگان باشند. لذت هاویه. اما ناگهان فریاد و قهقهه اسطوره ای خدایانی بنیانگزار؛ گریه کودکی که از درون تاریکی جهان پر نور را کشف می کند؛ سکوتی که برای همیشه در هم شکند تا هیاهویی بی پایان بیافریند و ما را محکوم به زیستن با صدا، زیستن درون صدا کند. صدا چه بخواهیم و چه نه، با ما است، و شاید هم از این رو است که آن را وا می داریم درون منطقی از در هم شکسته شدن با سکوت ها فرو رود تا بتواند موسیقی را بیافریند. شاید به همین دلیل نیز باشد که صدا و موسیقی را باید از دو جنس نه فقط متفاوت بلکه در تضاد با یکدیگر دانست: صدا، فیزیکی که کالبد را فرو می پاشد و موسیقی سکوتی که کالبد را به اوج می رساند. لذت موسیقی، از جنس سکوت است و درد صدا از جنس تخریب ذهن و بدن. صدا، دیگری است که خود را به ما تحمیل می کند و موسیقی دیگری که به خود تبدیل می شود و در ما جریان می یابد. با وجود این، گاه و اغلب می توانیم صدا ها را به موسیقی هایی تبدیل کنیم که نه با سازها، بلکه با اشیاء روزمره و پیش پا افتاده و به ظاهر بی ارزش، باخود زندگی، نواخته می شوند. فرو غلطیدن درون امواج چنین صداهایی ، فرو رفتن درون زندگی در ناب ترین معنای آن است و به خلسه ای می ماند که در جشن های باستانی بدن ها را درون خود می کشید. بدین ترتیب، قهقهه خدایان و فریاد آغازین کودک، در نهایت نمادهایی هستند به آنکه می توان و باید با صدا زیست و با صدا مرد، صدای درونی، صدای نفس های خود و دیگری که به ضرب آهنگ هایی حیات آفرین بدل می شوند و نبودشان برای ما لحظاتی تحمل ناپذیر از «نیستن» را می سازند.

  33. najmeh می‌گوید:

    ماه رمضان آغاز شده است.آیین رمضان مانند همه آیین های مستقر در فلات ایران توام و همراه با موسیقی است.این یادداشت ،با این بهانه، نگاهی به موسیقی مذهبی انداخته است: موسیقی مذهبی توامان مفهومی عام و خاص دارد. به طور کلی هر نوع موسیقی که استفاده مذهبی دارد و یا از طریق نفوذ مذهبی شکل گرفته است -حتی اگر خاستگاه مذهبی نداشته باشد- موسیقی مذهبی نام دارد.این تعریفی عام از موسیقی مذهبی است.در معنای خاص این موسیقی، توجه به صورتی از این هنر اهمیت می یابد که برخاسته از بینش روحانی متصل به یک مذهب باشد ؛ هرچند ممکن است در آیین های رایج مذهبی نقشی کمرنگ ایفا کند یا اساسا فراموش شده باشد.به این ترتیب موسیقی مذهبی در معنای خاص ، در دسته بندی هنر مقدس (sacred art)قرار می گیرد. در یک سیستم طبقه بندی اولیه، ادیان زنده جهان و آیین های متصل به آنها همگی برخوردار از یک رپرتوار موسیقی وسیع هستند که در طبقه بندی عمومی موسیقی مذهبی جای دارند. موسیقی اسلامی ،مسیحی ، یهودی ، هندو ، بودایی ، تائو، شینتو ، سیک، جاینی و زرتشتی انواع موسیقی مذهبی موجود در جهان هستند .موسیقی های یاد شده در آیین های مرتبط با این ادیان حضوری پررنگ و نقش آفرین دارند. مطالعه و بررسی این نوع موسیقی، با تاریخ موسیقی شناسی اروپایی که به فرهنگ های مختلف جهان علاقه نشان داد همزمانی دارد. بسیاری موسیقی های ملل که توسط موسیقی شناسان نسل اول اروپایی مورد بررسی قرار گرفتند، متصل به آیین های مذهبی بودند.موسیقی مسیحی نیز از این چرخه خارج نبود. «موسیقی مقدس » عنوان مجله رسمی انجمن موسیقی کلیسای آمریکا و قدیمی ترین مجله دراین باره است که بیش از صد سال و به طور مداوم منتشر می شود. به این ترتیب همزمان که در سده های اخیر نگاه از بیرون به مذهب مسیحی انداخته شد، موسیقی مذهبی کلیسا نیز فرصت مطالعه و بررسی های تاریخی و موسیقی شناختی به دست آورد. در چند دهه گذشته این دیدگاه به سایر فرهنگ های مذهبی جهان نیز سرایت کرده و نگاه از بیرون به محتوا و تاریخ موسیقی مذهبی ادیان جهان ترویج شده است. به این ترتیب آن موسیقی که در «درون » و در پنهان ترین مکان ها و در پوشیده ترین فضاها و با مخاطبانی معین و معتقد شنیده می شد، این امکان را یافته است که مخاطبانی از «بیرون» نیز داشته باشد . در فاس، شهر باستانی مراکش ، نزدیک به یک دهه است که جشنواره جهانی موسیقی مقدس برگزار می شود. نوازندگان و خوانندگان موسیقی مذهبی از چهار گوشه جهان گرد هم می آیند و به مدت یک هفته به اجرای موسیقی می پردازند. لس آنجلس هر سه سال یک بار میزبان جشنواره جهانی موسیقی مقدس است که شانزده روز به طول می انجامد. این جشنواره در سال ۱۹۹۹ و توسط دالایی لاما رهبر معنوی جدایی طلبان تبت افتتاح شد. واشنگتن در سال ۲۰۰۵ جشنواره جهانی موسیقی مقدس را با الهام از جشنواره فاس راه اندازی کرد.در لندن،سیدنی، برلین ،اورشلیم و چند شهر دیگر نیز فستیوال های موسیقی مقدس برگزار شده است.این فستیوالها میزبان گروههایی از مذاهب و کیش ها و آیین های مختلف از سراسر جهان بوده اند. در ایران نیز جشنواره ذکر و ذاکرین در ابعادی محدود و داخلی، به موسیقی های اسلامی می پرداخت و پس از شانزده دوره برگزاری ناگهان متوقف شد. همه این جشنواره ها متکی بر نگاهی از بیرون و وامدار اگزوتیسم فرهنگی شکل گرفته اند. به طور کلی نگاه اگزوتیک و خارجی به فرهنگ ، عناصر بیرونی و پیش دست فرهنگها را بیشتر می پسندد و به آن بیشتر بها می دهد. ویژگی ای که با بی حوصلگی و شتاب زدگی انسان معاصر نیز همگون تر است. اما در موسیقی اوضواع پیچیده تر است؛ خصلت انتزاعی موسیقی، مرزهای شناخت و طبقه بندی آن را برای غیر متخصصان دشوار کرده است. اگر به موسیقی مذهبی بازگردیم نباید از نظر دور داشت که موسیقی در سرزمین های اسلامی عموما تابعی از مذهب رسمی و بیانگر محتوای اعتقادات مذهبی مردم نیز هست. بخش عمده ای از نغمه های آیینی وابسته به مذهب در ایران در رپرتوار موسیقی رسمی نیز وجود دارند و یا با اندک تفاوت هایی در کلام و نحوه بیان موسیقایی، در سایر آیین های مردمی نیز اجرا می شوند. آِن آیین ها محتوایی وسیع از سوگ و شادی تا کار و حماسه و تغزل را در بر دارند. به این ترتیب بخش عمده ای از آیین های موسیقی رمضان که با بوق و دهل و نقاره همراه است و یا موسیقی های محرم همچون تعزیه و دسته های سینه زنی و … امروزه روشن است که ریشه در آیین های غیر مذهبی دارد. اما موسیقی قدسی در اسلام، بیشتر از آنکه در محتوای کلام مناجات ها و اذکار و یا مناسبت های تقویمی قابل شنیدن باشد، باید در محدوده شرق اسلام با واکاوی نشانه ها و بازخوانی رمزها و نمادهای موسیقی رسمی در این سرزمین ها مورد بررسی قرار گیرد. این نمادها و نشانه ها در موسیقی ایران، نه در موسیقی اقوام ایرانی بلکه مشخصا در موسیقی کلاسیک و رسمی ایران بازتاب یافته است. مفهوم وحدانیت دراسلام که به کلام می آید اما در تصویر حقیقی نمی گنجد؛ همزمان که به منع صورتگری یعنی بازتولید عینیات منجر شد، خصلتی زیبایی شناختی به هنر اسلامی بخشید که در ورای عینیات، صورت های ذهنی و انتزاعی خلق کند.خصلتی که در موسیقی کلاسیک ایران بیش از موسیقی اقوام ایرانی قابل شناسایی است. در نوا و شور و همایون و ماهور، در چهارگاه و سه گاه و راست پنجگاه بیشتر قابل شنیدن است تا موسیقی اقوام ایرانی که مشخصا از خصلت های عینی و برداشت های تجربی زندگی ملهم شده است. به همین دلیل است که هنرهای ایرانی اعم از معماری دوره اسلامی، خوشنویسی، تذهیب و تشعیر و هنرهای صناعی و مستظرفه ایرانی، همزمان که با موسیقی کلاسیک ایران پیوسته و آشنا است با موسیقی اقوام ایران گسسته و بیگانه است. شرح این آشنایی و بیگانگی نوعی نشانه شناسی عناصر قدسی در موسیقی ایران و راهی جدید و طولانی است که نتایج آن می تواند تلقی نسبت به موسیقی مذهبی ایران را به طور کلی باژگون و دگرگون کند.

  34. najmeh می‌گوید:

    آثار ویکتور خارا با زندگی نامه و همه چیش توی لینک زیر هستش چون خیلی زیاد بود نتونستم متنش رو بذارم:
    http://anthropology.ir/node/6811

  35. وستا می‌گوید:

    سلام فرمانده… « مطلب۴» درمقایسه باسایر ادیان توحیدی همچون مسیحیت که تاکید هنری همواره بر تصویرسازی از بزرگان مسیحیت است ، بادقت در فرهنگ اسلامی در می یابیم که صوت وموسیقی در اشاعه این فرهنگ نقش ممتازی ایفا کرده است. ترکیب موسیقی وحماسه باروحیه ی مبارزه ومقاومت دربرابر مستکبرین منجر به رشد شاخه ی موسیقی حماسی در فرهنگ ایرانی شیعی گشته است . در خطه آذربایجان موسیقی حماسی بادرون مایه ی مذهبی ومبارزه جویانه وجود داشته . در این عرصه « عاشیق » ها زبان حال مقاومت توده ها علیه مستکبرین هستند . ازجمله عواملی که مردمان این سرزمین را در مسیر کنش سیاسی درمبارزه باحکومت طاغوت پیش از انقلاب قرار می دهد قرارگرفتن این سرزمین در بطن جربانات وجنبش های سیاسی است . از آنجا که عاشیق ها همواره زبان گویای مردم خود بوده اند هنر عاشیقی مهمترین عرصه برای انعکاس این روحیات بوده .دربسیاری از موارد عاشیق ها از جمله « کوراوغلو » وخود دربطن حوادث بودند ودر برخی موارد هم تنها باز گو کننده حماسه بشمار می آیند .

  36. fateh92 می‌گوید:

    کارلوس مانوئل پوئبلا (به اسپانیایی: Carlos Manuel Puebla)‏ (۱۱ سپتامبر ۱۹۱۷- ۱۲ ژوئیه ۱۹۸۹) خواننده، آهنگساز و گیتاریست کوبایی است. او که به دلیل همت گماشتن به ترویج ارزش‌های انقلاب کوبا لقب خوانندهٔ انقلاب را در این کشور به خود اختصاص داده‌است، برجسته‌ترین آثار مرتبط با حوادث پس از سال ۱۹۵۹ کشورش را به اجرا درآورده‌است. ترانه‌های او همیشه زبانی ساده دارد. محبوب‌ترین اثر او بدون تردید ترانه‌ای است که خطاب به چه‌گوارا سروده‌است. هنگامی که چه‌گوارا در ۱۹۶۵ کوبا را به مقصد کنگو و سپس بولیوی برای برافروختن شعلهٔ انقلاب در این کشورها ترک می‌کرد، نامه‌ای خداحافظی خطاب به فیدل کاسترو و مردم کوبا نگاشت. کارلوس پوئبلا به گفتهٔ خودش آن شب را نخوابید و ترانهٔ بدرود فرمانده! (آستا سیمپره) را به عنوان نمادی از عشق و امید مردم کوبا به چه‌گوارا سرود. این ترانه به خصوص پس از کشته شدن چه‌گوارا شهرتی جهانی پیدا کرد و به زبان‌های بسیاری ترجمه و اجرا شد.

    کارلوس پوئبلا در ۱۹۸۹ پس از یک دوره بیماری طولانی در هاوانا درگذشت. روی قبرش نوشته شده: من همانم که هستم. نوازندهٔ دوره‌گردی که آواز می‌خواند.

    منبع:
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%88%D8%B3_%D9%BE%D9%88%D8%A6%D8%A8%D9%84%D8%A7

    دوستان اگر مطلب بیشتری داشتید لطفا در تکمیل این متن کمک کنید.

  37. زهرا۲۲ساله می‌گوید:

    درامدی برجامعه شناسی موسیقی
    http://www.iricap.com/magentry.asp?id=2602

  38. یاسمن مجیدی می‌گوید:

    “قدم به قدم با سرودهای انقلابی”

    خطاب‌های سرودهای ملی
    در بندهای سرودهای ملی، شاهد انواع گوناگون خطاب ‌قراردادن هستیم. در بسیاری از موارد این خطاب ‌قراردادن دالّ بر اعلام وفاداری یا عهدبستن با وطن یا رهبر یک کشور یا طلب‌کردن آمالی برای وطن است:

    ۱. خطاب به میهن
    ۲. خطاب به مردم آن کشور (شامل نیاکان، زندگان و آیندگان)
    ۳. خطاب مستقیم به خداوند یا به طور غیر مستقیم و به صورت دعا
    ۴. خطاب به دشمنان کشور
    ۵. خطاب به یک رهبر یا خطاب به حاکم یک کشور
    ۶. خطاب به پرچم یک کشور
    ۷. خطاب به یک آرمان بلند مانند آزادی
    (باتشکر از وبسایت: farsi.khamenei.ir)

    ادمه دارد…

  39. یاسمن مجیدی می‌گوید:

    “قدم به قدم با سرودهای انقلابی”

    بیشترین واژگان و معانی در سرودهای ملی
    پربسامدترین واژگان در سرودهای ملی:وطن (میهن)، کشور، سرزمین، پایداری و جاودانگی، امید، آزادی، صلح، شکوه، شجاعت، سربلندی، عظمت و … یا مفاهیم معادل آن‌ها از پربسامدترین واژگان در سرودهای ملی هستند.
    واژگان و عباراتی برای تأکید بر جاودانگی و مانایی وطن در سرودها: «پاینده مانی و جاودان»، «استوار باش»، «زنده بمان»، «پایدار تا ابد»، «جاودانه باشی»، «این کشور همیشه تابان خواهد بود / مثل آفتاب در آسمان کبود»
    معانی ایجابی و سلبی در سرودهای ملی: بندهای مختلف سرود ملی ممکن است ایجابی(ثبوتی) باشد. به این معنی که آمالی،طرح و فلسفه‌ی خاصی را تأیید می‌کنند:«آزاد می‌مانیم»، «حافظ عظمتت خواهیم بود» و …
    برخی بندها ممکن است سلبی باشند و مثلاً مسائل و مصائبی را نفی می‌کنند که در گذشته بر یک کشور تحمیل شده است؛ مثل: «به بندها و وابستگی‌ها برنمی‌گردیم»، «سر خم نخواهیم کرد»، «زیر بار ظلم نخواهیم رفت» و «تن به ذلت نخواهیم داد»، «از آتش دشمن نهراس»، «هراس در جان‌های ما راهی ندارد» و …
    همچنین بندهایی از برخی سرودهای ملی بر وحدت، همبستگی و اتحاد میان مردم آن کشور تأکید دارند: «هزار هزار دل‌های ما، به‌سان یک قلب می‌تپد»،«دست در دست یکدیگر داریم»، «برادرانه، با قلب‌ها و با دستانمان» و …

    در برخی از سرودها به‌ویژه کشورهایی که پیشینه‌ی انقلاب یا مبارزه برای دستیابی به استقلال داشته‌اند، بندهایی پرشور به منظور تقویت همبستگی و حفظ شور مبارزه گنجانده شده است: «بپا خیزید»، «برخیزید»،«آن‌جا که کوه‌ و کمر پاسخ می‌دهد، آن فراخوان برمی‌خیزد که گرد هم آیید و یکپارچه برپا می‌ایستیم»…

    ادامه دارد…

  40. یاسمن مجیدی می‌گوید:

    “قدم به قدم با سرودهای انقلابی”

    آشنایی با اهمیت سرود ملی
    در سرود ملی هر کشوری، عناصر برجسته‌ی ملی و هویتی آن کشور است که نشانه‌ی آرمان‌ها و آمال فرزندان و مردم آن کشور می‌باشد.آرمان‌ها و آرزوهایی همچون؛آزادی، وحدت و استقلال و برخورداری مردم آن کشور.در سرود ملی هر کشور، به هستی‌شناسی مردم، مبانی و ایدئولوژی نظام‌ سیاسی کشور، تاریخ و شکوه یا پیروزی‌ها بر دشمنان اشاره می‌کنند؛مثلاً «اتحاد و قانون و آزادی، رمز سعادت ما هستند» یا «نام حق است ما را رهبر / بگو الله اکبر، بگو الله اکبر»

    ادامه دارد…

  41. ضحی می‌گوید:

    خدا حفظتون کنه!
    خیلی ممنون از آهنگاتون

  42. شیعه علی(ع) می‌گوید:

    این مطلب از سفرنامه ای به نام “البرنس فی باریس” اثر محمد المقداد الورتتانی نویسنده ی تونسی که سال تولدش مصادف با اشغال تونس توسط فرانسه در سال ۱۸۸۱ میلادی است، برداشته شده. (بخش مربوط به سفر به فرانسه)
    ص۱۱۲ و ۱۱۳ کتاب: تاریخ تاسیس مرسیلیا(شهری در جنوب شرقی پاریس)
    مرسیلیا کانت تسمی بالیونانی ماسالیا و بالرومی ماسیلیا، و نسب الیها اللحن الموسیقی المعروف بالمرسیلیز الذی اخترعه روجی دونیس ۱۷۶۰-۱۸۳۶ و ترجمه الشیخ رفاعه المصری و مطلعه:
    فهیا یا بنی الاوطان هیا
    فوقت فخارکم لکم تهیا
    نظم تلک القصیده الحماسیه فی عام ۱۷۹۲، و هو من المشغوفین بالموسیقی و الشعر و کان ضابطا صغیرا للرمی بالمدافع فی مدینه استراسبورغ «بمقاطعه الالزاس و اللورین» و اخترع لحنها فی احدی اللیالی بعد السمر بدار شیخ المدینه و عائلته و منادمتهم. و لما اصبح نشر اختراعه الحماسی و انشده، و کانت ابنة الشیخ تعینه بتاثیر الحان الورغن «البیانو» بمحضر ثله من الضباط و الرجال و النساء حتی ابکاهم جمیعا و حملهم علی القیام کجسد واحد فی الدفاع عن الوطن. قلت و هکذا تفعل البلاغه الشعریه الحان الموسیقی فی استهواء العقول و استمالة النفوس. و اول من اتخذها و تغنی بها اهالی مرسیلیا فی حروب ذلک العهد فنسبت لهم و قیل فیها الحان المرسیلیز. و هی اللحن الوطنی الموثر و المتخذ شعارا للجند و المحترم فی المجامع و الموروث للاصاغر من الاکابر.
    ترجمه:
    مرسیلیا به یونانی ماسالیا و به رومی ماسیلیا نامیده میشد.و به آن آهنگ معروف “مرسیلیز” که آن را روجی دونیس(۱۷۶۰-۱۸۳۶) ساخت و شیخ “رفاعه مصری” آنرا ترجمه کرد، نسبت داده شده.
    و مطلع آن این است: برخیزید ای فرزندان وطن برخیزید/ که وقت افتخار آفرینیتان رسیده
    این قصیده حماسی را در سال ۱۷۹۲ سرود و او از دلباختگان موسیقی و شعر بود. او سربازی کوچک در پست شلیک (توپخانه ) در شهر استراسبورگ در تقاطع الزاس و لورین بود. و آهنگش را در یکی از شبها بعد از شب زنده داری در خانه شیخ شهر و هم صحبتی با خانواده اش اختراع کرد(ساخت).
    و صبح هنگام ساخته ی حماسی اش را در محضر گروهی از سربازان و مردان و زنان منتشر کرد و آنرا خواند، و دختر شیخ به وسیله ی ساز پیانو به او کمک می کرد تا اینکه اشک همه ی آنها را درآورد و برای قیام در دفاع از وطن آنها را مانند جسدی واحد تشویق کرد.
    و اینگونه است که بلاغت شعری و آهنگ های موسیقی میتواند عقل هارا هیپنوتیزم و روح هارا تسخیر کند.
    و اولین کسانی که آنرا در جنگ های آن روزگار زمزمه کردند اهالی مارسیلیا بودند و به همین دلیل به آن آهنگ مارسیلیا گویند.و آن آهنگ وطنی موثری است که نزد سربازان شکل شعار به خود گرفته و در جامعه محترم و میراثی از بزرگان برای کوچکتر ها است.
    منبع:
    http://books.google.com/books?id=VjvDgeRqTIIC&pg=PT114&lpg=PT114&dq=%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%87&source=bl&ots=56JRr7-Se9&sig=vzJWBvcodiN-iHupmBU6ova2RIE&hl=en&sa=X&ei=ouzvUafYK8nQ4QT-qYDYAQ&ved=0CD0Q6AEwBDgK#v=onepage&q=%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%20%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%87&f=false
    ادامه دارد…
    *زنده باد راه جاودان ما*
    یاعلی

  43. فاطمه دهقانی می‌گوید:

    آنچه در پی می آید مجموعه هفت شعر از ترانه‌های «ویکتور خارا»، خواننده، نوازنده، ترانه سرا و آهنگساز شیلیایی است که توسط مهرداد (خلیل) شهابی (مترجم) در فروردین ۱۳۶۰ به فارسی برگردان شده‌است و برای اولین بار منتشر می‌شود.
    ۱- به یاد می آرمت آماندا (۱۹۶۸)
    این ترانه، که بیان عشق یک زوج کارگر در زمینه‌ای از مبارزات خشونت‌آمیز گزیرناپذیر است، قبل از پیروزی انتخاباتی جنبش خلق در شیلی و امید به راهی صلح آمیز برای تغییرات اساسی تصنیف شده‌بود و دربرگیرنده‌ی خاطراتی از زندگی خودِ ویکتور خارا ست. مادر او آماندا نام داشت و پدرش مانوئل.
    تراژدی نهفته در پس این ترانه امروز نیز به همان اندازه حقیقی است که در زمان نوشتن آن بود.
    به یاد می آرمت آماندا:
    در خیابانهای بارانی،
    به سوی کارخانه می دویدی
    - کارخانه‌ای که مانوئل درآن کار می کرد-
    با لبخندی بر پهنای صورت
    و باران در گیسوانت.
    دیدارش می خواستی.
    ******
    فقط پنج دقیقه،
    تمام زندگیت در پنج دقیقه!
    سوت کارخانه به صدا درآمده و
    زمان بازگشت به کار است
    و تو، با گام برداشتن‌ات
    همه چیز را روشنایی می‌بخشی.
    آن پنج دقیقه
    چون گلی شکوفایت کردست.
    ******
    به یاد می‌آرمت آماندا
    در خیابان‌های بارانی.
    هیچ چیز دیگر اهمیتی نداشت.
    دیدارش می‌خواستی.
    با لبخندی بر پهنای صورت
    و باران در گیسوانت
    هیچ چیز دیگر اهمیتی نداشت
    دیدارش می‌خواستی.
    ******
    و او، هوای مبارزه در سر، سر به کوه‌ها نهاد
    او که هرگز حتی پشه‌ای را نیازرده بود.
    سر به کوه‌ها نهاد اما و
    در پنج دقیقه
    همه چیز پایان یافت !
    سوت کارخانه به صدا درآمده و
    زمان بازگشت به کار است.
    بسیاری لیک باز نخواهند گشت
    و ……. مانوئل یکی از آن‌ها است.
    ******
    به یاد می آرمت آماندا
    در خیابان‌های بارانی
    هیچ چیز دیگر اهمیتی نداشت
    دیدارش می‌خواستی.
    ۲- ترانه آزاد (۱۹۶۹)
    این ترانه به هنگام خوشبینی‌های فراوان نوشته شده و آلات موسیقی فولکلور آمریکای لاتین را آزادانه به کار می‌گیرد. بازیابی این آلات موسیقی بومی و بکار گرفتن آن‌ها به نحوی زیبا عواملی اساسی در شکل‌گیری جنبش نوین ترانه‌های شیلیایی را تشکیل می‌دهد.
    کبوتری است کلماتم
    به جست و جوی مکانی،
    تا مگر آشیانی بهر خود بر پا کند.
    ******
    می‌گشاید و می گستراند بال
    تا کند پرواز، پرواز، و بازهم پرواز.
    ******
    ترانه‌ام آزاد ترانه ایست
    می‌خواهد تا سپارد او خود را
    به هر آنکو گشایدش دستی
    و به هر کس کو هوای اوج در سر دارد.
    ******
    بی آغاز و پایان زنجیری است ترانه‌ام
    و در هر حلقه‌اش خواهید یافت
    برای همه انسان‌های دیگر ترانه‌ای.
    ******
    بیا تا با یکدگر ترانه سر دهیم
    برای همه انسان‌های روی زمین.
    بخوانیم که:
    ترانه کبوتری است
    که پرواز می‌کند و اوج می‌گیرد،
    بال می‌‌گشاید و می‌گستراند
    تا کند پرواز، پرواز و باز هم پرواز.
    ۳- اینجا خواهم ماند (۱۹۷۳)
    در ژانویه ۱۹۷۳، پابلو نرودا، شاعر بزرگ شیلیایی، به سوی هنرمندان سراسر جهان دست دراز کرد تا در تلاش برای جلوگیری از فاشیسم و جنگ داخلی در شیلی به وی بپیوندند. این ترانه که به وسیله ویکتورخارا بر روی شعر پابلو نرودا ساخته شده پاسخ ویکتور به تقاضای نرودا است.
    سرزمین ام را پاره پاره نمی‌خواهم
    و نه “با هفت دشنه، به خون کشیده” می‌خواهم .
    ******
    خواهان تابش نور شیلیایی‌ام
    بر فراز آشیان نوبنیادم.
    ******
    سرزمین ام را پاره پاره نمی خواهم
    و نه “با هفت دشنه، به خون کشیده” می‌خواهم .
    ******
    سرزمین‌ام را پاره پاره نمی‌خواهم
    برای همه‌مان در سرزمین‌ام، اینجا، جا هست.
    آنها که “زندان”ش پندارند، لیک،
    دراز راهی پیش باید گیرند و دگر جای نغمه ساز کنند.
    توانگران (این همیشه بیگانگان)
    چه بهتر که راه “میامی” پیش گیرند و جوار عمه هاشان را !
    ******
    سرزمین ام را پاره پاره نمی خواهم.
    بگذار جای دگر روند و نغمه ساز کنند
    سرزمین ام را پاره پاره نمی خواهم.
    برای همه مان در سرزمین ام، اینجا، جا هست.
    ******
    در همین دیار می‌مانم و کارگران را ترانه می خوانم:
    ترانه‌ی تاریخی نوین و جغرافیایی نوین.
    ۴- آنژلیتا هونومان*
    آنژلیتا زنی دهقان و از سرخپوستان ماپوچی بود که در جنوب شیلی و در میان تپه‌ها، دریاچه‌ها و جنگل‌های آراکو، که ویکتور خارا عاشق‌شان بود، زندگی می‌کرد. ویکتور در یکی از سفرهای بی شمار خود و، از روی اتفاق، به خانه کوچک آنژلیتا، که فرسنگ‌ها تا نزدیکترین دهکده فاصله داشت، آمد و بینشان پیوند دوستی شکل گرفت. آنژلیتا پتوی فوق‌العاده زیبای نیمه تمامی را که مشغول بافتنش بود به ویکتور نشان داد و گفت که تا پایان فصل برداشت محصول، وقت تمام کردن آن را ندارد ولی در زمستان تمامش خواهد کرد. این پتو ماهها بعد جای خود را در خانه ویکتور در سانتیاگو یافت، زمانی که او نیز ترانه خویش را در مورد آنژلیتا به پایان رسانیده بود.
    *هونومان؛ از قبایل سرخپوستان شیلی است.
    در دره پوکانو،
    که از بادهای دریایی شیلی شیار یافته
    و آن‌جا که خزه‌ها از باران سیراب می‌شوند
    آنژلیتا هونومان ماواء گزیده است .
    ******
    در میان درختان بلوط و نیزارها
    درختان فندق و دارچین
    و در میان رایحه فوچیاهای وحشی
    آنژلیتا هونومان مأوا گزیده است.
    ******
    پنج سگ و تک پسری (یادگار یک عشق)
    پاسدار اوی اند.
    دنیا، ساده چون مزرعه ی کوچک او،
    دور او می‌چرخد
    ******
    خون سرخ کوپیهو
    در رگهای هونومانی اش جاری است.
    در روشنای پنجره،
    آو به بافتن زندگی‌اش سرگرم است.

    ******
    وقت بافتن، دستهایش
    ،گویی،
    بال‌های پرنده در قفس است.
    گل بافتن اش سحر و معجزه است
    رایحه‌ی گلش را گویی که می‌توان حس کرد.
    ******
    آنژلیتا !
    در کار بافندگی‌ات،
    زمان، اشک و عرق جبین نهفته است
    و دست‌های بی نام و نشان مردم خلاق میهنم.
    ******
    در پی ماه ها کار آنژلیتا،
    پتوی زیبا به انتظار خریدار نشسته است
    و چون پرنده ای در قفس
    بهترین مشتری را به سوی خویش می‌خواند.
    ******
    در میان درختان بلوط و نیزارها،
    در میان درختان فندق و دارچین،
    و در میان رایحه فوچیاهای وحشی،
    آنژلیتا هونومان مأوا گزیده‌است.
    ۵- تمنایی از یک رنجبر (۱۹۶۹)
    برخیز !
    به کوه ها بنگر
    که سرچشمه باد است، و خورشید و آب.
    ******
    ای تو
    که مسیر رود را دگرگون می‌کنی
    و، به گاه بذز افشانی،
    روح به پرواز درآمده‌ات را، همراه بذرها، به خاک می‌سپاری،
    برخیز !
    دستان خویش را بنگر و
    برادر را دست در دست گیر.
    علو و بزرگی در پی است .
    با هم رهسپار می‌شویم
    چنانکه گویی خون ما پیوند وحدت‌مان می‌بخشد.
    آینده از هم امروز آغاز تواند شد.
    ما را از ارباب، عامل سیه روزی ها، برهان.
    “سرزمین موعود عدالت و برابری” ات فرا خواهد رسید.
    ******
    ای گل وحشی گردنه کوهستان!
    به وزش در آی،
    آن سان که باد می‌وزد.
    چون آتش شلیک، پاک کن لوله تفنگم را.
    سرانجام بر روی زمین تحقق خواهی یافت.
    به ما نیرو و شهامت رزمیدن ببخش.
    ای گل وحشی گردنه کوهستان!
    به وزش در آی،
    آن سان که باد می وزد.
    چون آتش شلیک، پاک کن لوله تفنگم را.
    ******
    برخیز !
    دستان خویش را بنگر و
    برادر را دست در دست گیر.
    علو و بزرگی در پی است .
    ******
    با یکدیگر رهسپار می شویم
    چنانکه گویی خونمان ما را پیوند وحدت می بخشد -
    هم اکنون و هم در ساعت مرگمان.
    آمین !
    ۶- در راهم به سوی کار(۱۹۷۳)
    ویکتور خارا در آخرین ماه های زندگی‌اش، گرچه نه شکست خورده و نه اندوهگین بود، با امکان مرگ خویش با واقع بینی کامل روبرو شد. ترانه‌هایی که وی در این زمان سرود همه نشانه‌های یکسانی از یک نوع احساس قبل از حادثه دارد. با در نظر داشتن این پیش زمینه، این ترانه تأیید مجدد وی است بر اهمیتی که وی برای روابط انسانی قائل بود و ظرفیت او را برای زندگی و عشق نشان می دهد.
    در راهم به سوی کار،
    به تو می‌اندیشم .
    در گذر از خیابان‌های شهر
    به تو می‌اندیشم.
    از میان پنجره های بخارکرده،
    به چهره‌ها که می‌نگرم
    (چهره‌های آنانی که نه می‌دانم کیستند و نه کدامین سو می‌روند) ،
    به تو می‌اندیشم عشق من!
    به تو می‌اندیشم، به تو ای همراه زندگیم _
    و به آینده
    به تلخکامی‌ها و خوشی‌ها
    به این که می‌توانیم تنها باشیم
    و آغاز قصه ای را بسازیم
    قصه ای که سرانجامش را نمی دانیم.
    ******
    در پایان کار روزانه،
    آنگاه که شب فرا می رسد و سایه بر سقفی که افراشته‌ایم می‌گسترد،
    وقتی از کار بازگشته، با دوستان گرم گفت و گپ‌ایم
    و هر چیز امروز و فردا را به بحث و برهان می‌گذاریم،
    به تو می‌اندیشم عشق من!
    به تو می‌اندیشم، به تو ای همراه زندگیم
    و به آینده
    به تلخکامی‌ها و خوشی‌ها
    به این که می‌توانیم زنده باشیم
    و آغاز قصه‌ای را بسازیم
    قصه‌ای که سرانجامش را نمی‌دانیم .
    ******
    به خانه که می‌آیم
    تو نیز آنجایی.
    رویاهایمان را به هم می بافیم …..
    و آغاز قصه ای را می سازیم ،
    قصه‌ای که سر انجامش را نمی دانیم .
    ۷- طوفان انسانها (۱۹۷۳)
    این ترانه، که همزمان با «در راهم به سوی کار» نوشته شده، اگرچه نشان از احساس وقوع و پیش بینی مشابهی دارد ولی، توامان، مالامال از ایمان فوق العاده ی ویکتور خارا به پیروزی نهایی مردمش است.
    دگر باره برآنند تا
    بیالایند به خون کارگران خاک وطنم را
    آلوده دستانی که ورد زبان شان “آزادی” ست
    آنان که می‌خواهند جدا کنند مادر را از فرزندانش،
    و از نو بر پا کنند صلیبی را
    صلیبی با “مسیح بازمصلوب”ی بر پیکره اش.
    ******
    می خواهند نهان کنند بد نامی‌شان را
    (که میراث چندین و چند ساله شان است).
    نمی‌توانند آدمکشان، اما،
    بزدایند رنگ آلودگی ز رخ هاشان.
    ******
    هزاران هزار جان کنون فدا شده است.
    و حاصل کشت چندین برابر است اکنون
    از نهر وسیع خون انسان‌ها.
    در پی زندگی‌ام اکنون لیک
    (پسر و برادرانم به کنار)
    تا که شاید بهار را سازم
    بهاری که، همه، هر روزه، در پی ساختنش خواهیم بود.
    ******
    و شما، اربابان سیه روزی!
    ز تهدیدهاتان هراس ام نیست
    از این روی که ستاره ی امید
    همچنان از آنِ ما خواهد بود.
    ******
    طوفان انسان‌هاست که با من سخن می‌گوید
    و طوفان انسان‌هاست که به پیش ام می‌راند،
    ذره ذره ی قلبم را به سوی انسان‌ها می‌پراکند،
    و از حنجره‌ام سخن می گوید.
    و این شاعر تا جان در بدن دارد،
    در راه انسان‌ها نغمه خواهد سرود.
    هم اینک و هماره !

    • فاطمه دهقانی می‌گوید:

      ببخشید!من این مطلب رو گذاشتم بعد نظرات رو که خوندم متوجه شدم باران خانم هم این مطلب رو گذاشته بود

  44. شیعه علی(ع) می‌گوید:

    بسم رب الشهداء و الصدیقین
    سلام
    در راستای خواست شما (تحقیق و ترجمه و..) و همچنین بعد از دیدن مطالب بسیار مفیدی که دوستان از سایتهای فارسی زبان جمع آوری کرده بودند، تصمیم گرفتم بر اساس آشنایی –هرچند کم- با زبان عربی، مطالبی رو به این زبون جمع آوری کنم و تا حدی که در توانم باشه ترجمه کنم.
    این چند کامنت نتیجه ۳ شبانه روز تحقیق در دنیای مجازی با استفاده از سرچ عباراتی چون : “دور الموسیقی فی ثورات العالم” “الموسیقی الوطنیه و الثوریه” “الموسیقی الاسلامیه” “الموسیقی+ثوره ایران” “الموسیقی الحماسیه” “الموسیقی الحماسیه و السیاسیه”و… می باشد.
    اولین مطلبی که بهش برخوردم درباره دستاورد های فرهنگی هنری بعد از انقلاب اسلامی ایران بود، بخش مربوط به موسیقی:
    - الموسیقی‌:
    ان‌ الموسیقی‌ والاناشید والالحان‌ الجمیلة‌ التی‌ لها جنبة‌ وقیمة‌ فنیة‌ شهدت‌ تجدیداً حیویاً ومهماً فی‌ مرحلة‌ استقرار الحکومة‌ والدولة‌ الاسلامیة‌، الاّ أن‌ الموسیقی‌ باعتبارها فنّاً من‌ الفنون‌ الانسانیة‌ بقیت‌ متعثّرة‌ فی‌ فترة‌ السلطة‌ المتهتّکة‌ البائدة‌ ولم‌تعرللابداعات‌ الموسیقیة‌ التی‌ ظهرت‌ فی‌ تلک‌ الفترة‌أی‌ اهتمام‌ ، بل‌ ان‌ الاعمال‌ التی‌ ظهرت‌ باسم‌ الموسیقی‌ قد اساءت‌ للموسیقی‌ وترکت‌ أثراً سلبیاًعلی‌ ذلک‌ نتیجة‌ عدم‌ الاهتمام‌ بهذا الفن‌ واهماله‌ . وامّا بعد الثورة‌ الاسلامیة‌ فقدکان‌ الاهتمام‌ بهذا الفن‌ ضعیفاً نتیجة‌ للظروف‌ التی‌ کانت‌ تمرّ بالثورة‌ الاسلامیة‌ وابرزها الحرب‌ المفروضة‌،والمشاکل‌ الناتجة‌ عنها، وکان‌ هناک‌ اهتمام‌محدود بالموسیقی‌ الکلاسیکیة‌ . لذانلاحظ‌ الهبوط‌ الواضح‌ فی‌ مستوی‌ الانتاج‌ الموسیقی‌ حتی‌’ وصل‌ الانتاج‌ خلال‌ العام‌ الواحد الی‌’ ۲۰ کاسیتاً، ولم‌ تتجاوز البرامج‌ الموسیقیة‌ الحیة‌ عدد اصابع‌ الید الواحدة‌.
    ومع‌ بدایة‌ مرحلة‌ البناء اهتم‌ المسؤولون‌ عن‌ ذلک‌ بالموسیقی‌ السمفونیة‌، و جری‌’ دعوة‌ العازفین‌ القدماء والجدد ووضعت‌ الخطط‌ اللازمة‌ لاجل‌ الاهتمام‌ بالموسیقی‌ المحلیة‌ و الفولکلور وانواع‌ الموسیقی‌ الاخری‌ التی‌ تسدّحاجة‌ طبقة‌ الشباب‌ فی‌ المجتمع‌. هذا وأقیمت‌ ندوات‌ واجتماعات‌ ولقاءات‌ بهدف‌ دراسة‌ الموسیقی‌ وایجاد وحدة‌ خاصة‌ للموسیقی‌ فی‌ قسم‌ الفنون‌.وتعددت‌ الزیارات‌ الثقافیة‌ بین‌ الموسیقیین‌ والفنّانین‌ الایرانیین‌ و فنانی‌ الدول‌ الاخری‌ . هذا وشارکت‌ المجموعات‌ الموسیقیة‌ الایرانیة‌ فی‌ عدة‌ مهرجانات‌ موسیقیة‌ خارج‌ البلاد. واحرزت‌ مجموعة‌ عارف‌ الموسیقیة‌ المرتبة‌ الاولی‌ فی‌ مهرجان‌ لندن‌ الموسیقی‌ والذی‌ یعتبر من‌ المهرجانات‌ العالمیة‌ المشهورة‌ للموسیقی‌ الکلاسیکیة‌.
    وامّا علی‌’ المستوی‌ الداخلی‌ فقد تم‌ تأسیس‌ قسم‌ خاص‌ باسم‌ قسم‌ الموسیقی‌ الشعبیة‌ فی‌ مهرجان‌ الفجر الموسیقی‌. وکان‌ اقامة‌ ملتقیات‌ عدیدة‌ کملتقی‌ عازفی‌ النای‌ و ملتقیات‌ مجموعة‌( هفت‌ اورنگ‌) و مجموعة‌( آینة‌) الموسیقیة‌ و مجموعة‌(آواز)، ودعوة‌ مجموعة‌ فیلارمونیک‌ الموسیقیة‌ الارمنیة‌ بمشارکة‌ ۱۰۰ عازف‌ فی‌ عام‌ ۱۹۹۵م‌ لاجراء برنامج‌ موسیقی‌ فی‌ قاعة‌ الوحدة‌ من‌ اهم‌ الاحداث‌ الموسیقیة‌ فی‌ البلاد.
    وتوجد فی‌ الوقت‌ الحاضرأکثر من‌ ۱۰۰ شرکة‌ فی‌ داخل‌البلاد تقوم‌ باعداد وانتاج‌ الموسیقی‌ واکثر هذه‌ الشرکات‌ شرکات‌ خاصة‌ وأهلیة‌.
    ترجمه (البته پیشاپیش میخوام به بزرگواریتون ببخشید اگه نقصی داره):
    موسیقی:
    قطعا موسیقی، سرودها و نواهای زیبا که ارزش هنری دارند، شاهد تازگی زنده و مهمی در زمان استقرار حکومت اسلامی بودند. موسیقی به عنوان هنری از هنرهای انسانی است که در زمان سلطه ی رژیم پهلوی عقب افتاده مانده بود و هیچ اهمیتی به ابداعات موسیقایی که در آن زمانه به وجود آمده بود، داده نمی شد بلکه به وسیله کارهایی که به اسم موسیقی پدید امد، از موسیقی سوء استفاده شد و اثری منفی بر آن به جای گذاشت. این نتیجه ی عدم اهتمام به این هنر و اهمال آن است.
    اما بعد از انقلاب اسلامی اهمیت دادن به این هنر، به دلیل شرایطی که در این دوران حاکم بود –بارز ترین آنها جنگ تحمیلی و مشکلات و پیامدهای آن- ضعیف بود، و اهمیت کمی به موسیقی کلاسیک داده میشد. بنابراین افت واضحی در کیفیت تولیدات موسیقی ملاحظه میکنیم تا جایی که تولید در طی یک سال به ۲۰ نوار کاست رسید، و تعداد برنامه های زنده ی موسیقی به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسید!
    و همراه با آغاز مرحله ی سازندگی، مسولین به موسیقی سمفونیک اهمیت دادند و دعوت از نوازندگان قدیمی و جدید رواج پیدا کرد و نقشه های لازم برای اهمیت دادن به موسیقی محلی و انواع دیگری از موسیقی که به نیازهای جوانان جامعه پاسخ می دهند، ترسیم شد.
    همچنین انجمن ها، اجتماعات و دیدارهایی با هدف تدریس موسیقی و ایجاد وحدتی خاص برای موسیقی در زمره هنر برپا شد. و دیدارهای فرهنگی بین موسیقیدانان و هنرمندان ایرانی با هنرمندان کشور های دیگر افزایش یافت. به تبع آن مجموعه های موسیقایی ایرانی در جشنواره های خارجی فراوانی شرکت کردند. وگروه موسیقایی “عارف” موفق به کسب مقام نخست در جشنواره ی موسیقی لندن –که از جمله جشنواره های مشهور بین المللی موسیقی کلاسیک به شمار می آید- شد.
    در سطح داخلی، بخش خاصی به نام “موسیقی ملی” در جشنواره موسیقی فجر ایجاد شد. و کنسرت های متعددی همچون کنسرت نوازندگان نی و کنسرت مجموعه های موسیقایی “هفت اورنگ”، “آینه” و “آواز” برگزار شد. و دعوت از گروه ارمنی “فلارمونیک” با مشارکت ۱۰۰ نوازنده در سال ۱۹۹۵ میلادی (۱۳۷۳) برای اجرای برنامه در سالن وحدت یکی از مهم ترین رخدادهای موسیقی کشور بود.
    و در حال حاضر بیش از ۱۰۰ موسسه در داخل کشور مشغول به تولید موسیقی هستند که اکثر آنها خصوصی می باشند.

    منبع:
    http://ketabeqom.com/index.php/page,otherAr.MaghalatText/id,469

  45. باران می‌گوید:

    یکی از هنرمندان بزرگی که یادش همیشه برای مردم شیلی زنده خواهد ماند ویکتور خارا است که شاعر، آهنگساز و خواننده بسیاری از آثار ماندگار موسیقی شیلی است. یکی از آهنگهای معروف او Venceremos (ماپیروز خواهیم شد) است که در زمان آلنده کنسرت آن توسط خارا در ورزشگاه بزرگ شهر سانتیاگو اجرا شده بود. چند روز پس از کودتا خارا دستگیر می شود و برای ایجاد ترس در بین مخالفان او را به همان ورزشگاه شهر سانتیاگو می آورند و انگشتان دستش را می شکنند و از او می خواهند اگر می تواند گیتار بزند. خارا با انگشتان شکسته به سختی برای آخرین بار آهنگ Venceremos را می نوازد و مردم هم در ورزشگاه با او همصدا می شوند و بعد صدای ویکتور خارا برای همیشه خاموش می شود. از سال ۲۰۰۳ به بعد نام این ورزشگاه به ورزشگاه ویکتور خارا تغییر کرد.

  46. باران می‌گوید:

    هرچند رژیم نظامی آثار هنری ویکتور خارا را بطور گسترده ای نابود کرد همسرش جووانا خارا در خارج از شیلی آهنگها و شعرهای او را جمع آوری تکثیر و پخش کرد . جووانا بعدها اسنادی را درباره زندگی و کارهای او منتشر کرد با نام : ویکتور یک ترانه ناتمام .

  47. مهدی می‌گوید:

    اگر برای رفت به سایت رادیو جوان مشکل دارید میتونید از سایت زیر فیلتر شکن بخرید:
    http://www.vpnorder52.asia/
    آموزش استفاده از ساکس:
    http://www.vpnorder52.asia/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D8%B3-https-%D8%AF%D8%B1-windows/

    اگر این آدرس هم فیلتر شد به جای ۵۲ عدد ۵۳ و ۵۴ و… قرار دهید

    • محبعلییزدی می‌گوید:

      دستتون درد نکنه دیگه … اینجا عزیز من جای گذاشتن آدرس خرید فیلترشکن و ساکس و این چیزاست؟
      حامد جان چرا حذف نمیکنی؟؟؟ ! ! ! !

      • فاطمه می‌گوید:

        سایت رادیوجوان فیلترنداره من بالینکی که تووبلاگ حامیان بودرفتم تونظرسنجی سایت شرکت کردم.نمی دونم چرااین لینکی که آقای زمانی گذاشته فیلترداره.

        • حامد زمانی می‌گوید:

          ۲تا رادیو جوان داریم… بکیش برای صدای جمهوری اسلامیه.. ویکیش سایت مخصوص موزیک که دومی فیلتره

  48. باران می‌گوید:

    خارا در سال ۱۹۶۹ و همزمان با سال‌های پرالتهاب آمریکای لاتین، نخستین آلبوم «سلو» ی خود را ارائه نمود و در همین سال‌ها آشنایی خارا با دیدگاه‌های سوسیالیستی، سومین تاثیر مهم را در افکار و زندگی او برجای گذاشت. مقابله هنرمندان جریان سرود نو با تبدیل شدن آمریکای لاتین به «حیاط خلوت» ایالات متحده و کوشش‌های خارا در راه آزادی و عدالت، هویتی ضد امپریالیستی به موسیقی او بخشید. خارا می‌گفت:«معتقد نیستم که خواننده انقلابی بودن صرفا مترادف با خواندن سرودهای سیاسی باشد. انقلابی‌گری یعنی نجات دادن ارزش‌های مردم از دست امپریالیزم.»
    ====
    در سال ۱۹۷۳ کودتای پینوشه ـ که از طرف صاحبان معادن مس و سرمایه‌داران بزرگ شیلی، با همکاری ایالات متحده سازمان یافته بود ـ شرایط دیگری بر شیلی حاکم ساخت. بسیاری از انقلابی‌های پیشرو و از جمله سالوادور آلنده در همان روزهای نخست کودتا به قتل رسیدند و بسیاری نیز بازداشت شدند. خارا نیز که در جمع دانشجویان دانشکده فنی دستگیر شده بود، به همراه بسیاری از جوانان انقلابی، به استادیوم «شیلی» شهر سانتیاگو انتقال یافت. در همان استادیوم بود که خارا آخرین سرود خود را خواند: «استادیوم شیلی» (chilie estadio)
    ====
    آخرین آلبوم آهنگ‌های خارا پس از مرگش انتشار یافت: «مانیفست» (manifesto). خارا در ترانه ای که نام این آلبوم از آن گرفته شده است، چنین می‌خواند: «گیتارم نه برای ثروتمندان است، نه برای کاسه‌لیسان آنها / ترانه‌هایم اسکله‌ای است برای رسیدن به ستاره‌ها… »
    منبع :
    http://ayel.persianblog.ir/post/231

  49. زهرا۲۲ساله می‌گوید:

    ویکتورخارا
    ویکتورخاراشاعر،آوازه خوان وانقلابی شیلیایی بود که درجریان کودتای نظامی آگوستوپینوشه علیه سالوادورآلنده درکودتای شیلی به قتل رسیدخارادرروستایی فقیرنشین درشیلی به دنیا امد.مادرش شعرهای بومی می سرودوبدین ترتیب خاراازکودکی باترانه های روستایی اشناشد.
    خاراپس ازمرگ مادرش دچارخلاءعاطفی شدوبه مدرسه دینی رفت اماپس از۲سال انجاراترک کرد وعازم دوره اجباری نظامی شد.پس ازپایان دوره سربازی خارابه دانشگاه رفت ودرانجا به موسیقی بومی شیلی پرداخت.
    وی درسال۱۹۶۹همزمان باسالهای پرالتهاب درشیلی نخستین البوم خودرابه بازارفرستاد.
    اشنایی باتفکرسوسیالیستی تاثیرمهمی درافکاروزنوگی اوبه جاگذاشت وهویتی ضدامپرالیستی به اوبخشید.درسال۱۹۶۹حزب کمونیست،سوسیالیست ها ودیگرگروه های چپ شیلی ائتلافی به نام “جمعیت مردم”تشکیل دادند که یک سال بعدبامعرفی سالوادور آلنده به عنوان کاندیداوارد رقابت انتخاباتی شد.دراین زمان خارا دراستادیوم شیلی شهرسانتیاگو کنسرت بزرگی برپاکرد ودراین مدت ۴البوم منتشرنمود.
    درسال۱۹۷۳باوقوع کودتای پینوشه بسیاری از انقلابی های پیشرواز جمله آلنده به قتل رسیدند وبسیاری دیگرنیز بازداشت شدند.خارادرجمع دانشجویان دانشکده فنی دستگیر شد وبه همراه زیادی از دانشجویان به استادیوم سانتاگو منتقل شد.دراغاز استخوان های دست وانگشت های اوراشکستند وازاوخواستند درحضور سایربازداشت شدگان اواز بخواند واوترانه “ماپیروز خواهیم شد”سرود مخصوص حزب اتحاد مردمی را خواند.
    درروز۱۶سپتامبر جسدتیربارشده اورادرکنار خیابان پیداشداخرین ترانه او که حکم وصیت نامه اش راداشت برروی تکهای روزنامه نوشته شده بود وتوسط یکی ازافرادی که دراستادیوم شیلی جان به دربرد به دست همسرش رسیدپنج هزارنفراینجاییم/دراین بخش کوچک شهر/چه دشواراست سرودی سرکردن/انگاه وحشت رااواز میخوانیم/وحشت انکه من زنده ام/وحشت انکه میمیرم من/خودرادرانبوه این همه دیدن/ودرمیان این لحظه های بی شمارابدیت/که دران سکوت وفریادهست/لحظه پایان اوازم رقم می خورد
    منبع:
    http://www.forum.98ia.com/t246837.html

  50. زهرا۲۲ساله می‌گوید:

    گیتاریست‌ها برای جنبش تسخیر وال استریت می‌نوازند
    http://www.musicema.com/node/173940

دیدگاه‌ها بسته هستند.